اهمیت تحقق مطالب فلسفی و عرفانی در وجود شخص
10خب حالا این فرد سه ساعت هیچ، فرض کنید سی ساعت راجع به امام حسین هم سمینار بدهد کنفرانس بدهد هیچ، چه فایده؟ این نور ندارد. نور ندارد. صحبت است سرگرمی است گذران وقت است. افرادی که میآیند بیرون نگاه کنید ببینید اینها در چهره شان چه میبینید؟ نور میبینید یا نه؟ نه، هر که میآید بیرون میبینید مسخ شده و دارد میآید بیرون. مسخ شده. هیتلر صدر اعظم آلمان میگویند خیلی عجیب بود در صحبت. خیلی نفس قوی هم داشت، خیلی با جذبه و خیلی با ابهت و با نفوذ صحبت میکرد. این در صحبت آنچنان ساحر بود که افراد وقتی که از صحبت او میآمدند بیرون دو ساعت، دو ساعت و نیم هم گاهی اوقات صحبت میکرد. وقتی که میآمدند دیگر مشاعر نداشتند هر کاری میگفت انجام میدادند، اصلاً انگار هیبنوتیزم میکرد دیگر. این طور بود. خب حالا این آدم خوبی است؟ حالا چون این کار را میکند آدم خوبی است؟ نه آقا، اول جلاد است، اول ظالم است، اول فاسد است. تمام عالم را به خاک و خون کشید دیگر. آدم خوبی نیست.
آن تفسیری ارزش دارد که در آن تفسیر اتصال به ولایت لحاظ شده باشد. آن فلسفهای ارزش دارد که نتیجۀ آن فلسفه تثبیت ولایت باشد، او ارزش دارد و الاّ فلسفه ارزش ندارد. خب خدا یکی است خب بله هست چه بدانیم چه ندانیم هست، به چه درد ما میخورد؟ آن عرفان نظری قیمت دارد که در آن عرفان نظری انسان خود را به صاحب ولایت مرتبط کند به امام زمان مرتبط کند به آن ولیِّ حیّ که حیات دارد خود را حیّ نماید و دل خود را زنده کند. نه اینکه فقط بیاید و یک مبنای عرفانی را بگوید و خیلی هم از عهدهاش بر بیاید، نه! اشکالی ندارد، از عهدهاش بر بیاید و صحبت بکند و بالا و پاییناش را و جهاتش را همه را خوب بیان بکند و انسان وقتی که از صحبت او بلند میشود میبیند فقط یک سری مطالب شنید، عین ضبط. ضبط چطور است؟ اصلاً این شعور ندارد از اول میچرخد تا میرسد به آخر. شعور ندارد. نمیفهمد.

