اهمیت تحقق مطالب فلسفی و عرفانی در وجود شخص
13رسول خدا نشسته بودند یک شخصی آمد گفت که یا رسول اللَه من چقدر چهرۀ شما را زشت میبینم! حضرت فرمودند: درست است. یکی دیگر آمد از مؤمنین، گفت یا رسول اللَه چقدر چهرۀ شما زیبا و قشنگ است! من به این زیبایی ندیدم! حضرت فرمودند: درست است. هر دوی شما درست میگوئید. من آینه هستم. آن شخصی که آنجا نشسته بود گفت پیغمبر شما به هر دو تا گفتید درست است. حضرت فرمود: من آینه هستم آن کسی که میگوید زشت است، مرا در حال خودش دارد میبیند، این حالش دیگر برگشته است. وقتی که حال بر گردد نمیتواند دیگر مرا صاف و منزه و پاک ببیند، نمیتواند ببیند. نمیتواند. دیگر در اینجا اسراری هست، دیگر اصلاً جای صحبت نیست. در اینجا واقعاً خیلی مسائلی هست. خلاصه بر حسب اجمال یک چیزی بگویم، انسان میتواند خود را با همین کیفیت محک بزند. این دیگر به اجمال گفتم و دیگر توضیح هم نمیدهم. حال آدم عوض میشود.
اما اگر این معرفت همراه با نور باشد آن جاست که حضرت میفرماید: معرفتی یا مولای دلیلی علیک، آن جا دلالت است. آن جا دلالت هست و[لی] این دیگر دلالت ندارد این ضد دلالت است. شما بروید پای این صحبتها بنشینید پای سخنان افراد اهل دنیا، اهل دنیا بنشینید، همین خدا را میگویند، از همین پیغمبر میگویند. شرح همین دعا را میدهند شرح دعای کمیل میدهند نهج البلاغه شرح میدهند تفسیر میکنند. ولی انسان میبیند که میل او به جای اینکه اضافه بشود بر کسب معارف، میلش کم شده. هِی کم شده، هِی کم شده! این مال کجاست؟ این مال این است که آن کسی که دارد این حرفها را میزند خودش بهرهای ندارد. حرف را بدون نور میزند. این حرفِ بدون نور میشود ظلمت. بنابراین صرف خواندن فلسفه و یا عرفان نظری که عرض شد، صرف او به تنهایی دلیلی علیک نیست. نه، معرفت آن است که انسان تفکر خود را نسبت به پروردگار و ذات پروردگار و اسماء و صفات او و آثار عالم وجود، همراه با نور در خود ذخیره کند، این میشود چه؟ دلیلی علیک. این دلالت میکند چرا؟ چون نور همیشه به سمت منبع نور اتصال دارد.

