اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اهمیت تحقق مطالب فلسفی و عرفانی در وجود شخص

14630
سال 1426
نسخه عربی

اهمیت تحقق مطالب فلسفی و عرفانی در وجود شخص

15
  • یک روز مرحوم آقا به یک نفر گفتند: چقدر مطالعه می‌کنی؟ به جای مطالعه بیا یک خورده فکرت را آزاد کن فکرت را باز کن. هِی کتاب می‌خری هی می‌خوانی. اینها را کنار بگذار، یک خورده به خودت برس. به من می‌گفت من تعجب می‌کنم چطور آقا با وجود این استعدادی که من دارم، کت و شلواری بود طلبه نبود، شاغل بود. من که یک همچنین استعداد مطالعه‌ای را دارم، یک هم چنین فرصتی را هم الآن دارم، ایشان آمدند و مرا از خواندن کتاب محروم کردند. گفتم: بله! اصلاً این آقا را چکارش داری؟ بیاندازش کنار، بلند شو برو کتاب بخوان. برای چه اصلاً...؟ من به او گفتم چه آقایی، این آقا دارد به شما می‌گوید بی سواد بشو، این آقا شد؟ بلند شو آقا برو بنشین کتاب [بخوان!] گفت: چه؟ گفتم: بنده خدا ایشان می‌خواهد ترا از خودت نجات بدهد، گیر کردی در خودت و یک مشت مطالب پوک در آن کلۀ پوکت ـ همین طوری به او می‌گفتم ها شوخی که نداریم با کسی ـ گفتم یک مشت مطالب پوچ در آن کلۀ پوکت ریختی، نمی‌گذارد در بیایی، نمی‌گذارد فکرت را آزاد کند. ایشان می‌خواهد این درست بشود. این مطالب تا جایی مفید است تا جایی نفع دارد که جنبۀ نورانیتش حفظ بشود. آن جنبۀ طریقیتش محفوظ بشود، نه اینکه خودش بشود موضوع، نه اینکه خودش بشود اصل و نه اینکه خودش بشود حجاب.

  • لذا امام سجاد علیه السلام می‌فرماید: خدایا معرفت من نسبت به تو، معرفتی که در این معرفت من فقط شفای بوعلی و کتاب صدرالدین غونوی و شیخ شهاب را نخواندم. معرفت نسبت به تو دارم. این مطالب در ذهن من نسبت به تو، قلب من را پر کرده، جاذبۀ او دل مرا به سمت خود کشیده، به سمت خود کشیده، این حقائق توجه قلب مرا به سمت خود جلب کرده. این، این موجب می‌شود که من به سمت تو کشیده بشوم. این معرفت. پس معرفتی که امام سجاد می‌فرمایند: عبارت است از شناخت پروردگار که این شناختِ پروردگار توأم با نورانیت است نه با ظلمت. شناختی که همراه با ظلمت باشد دلیلٌ علیک نیست چون این دو تا با هم متناقضند. آن کسی که فلسفه می‌خواند برای اینکه بتواند از شبهات جواب بدهد و اسمش اینطرف و آنطرف برود دلیلٌ علیک نیست، صد سال عینَهُ خر عصاری دور خودش است. آن کسی که عرفان درس می‌دهد برای اینکه صرفاً اشتغالی داشته باشد ولی خودش را مقید و مکلف و ملزم به متابعت از آن مطالب و حقایق نکند این هنرپیشه است. خیلی صریح. این دلیلٌ علیک نیست. لذا می‌بینیم در جهت‌گیریها به جای اینکه به سمت حق جهت گیری کنند به سمت باطل می‌کنند. چرا؟ چون نور ندارند.