اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اهمیت تحقق مطالب فلسفی و عرفانی در وجود شخص

14630
سال 1426
نسخه عربی

اهمیت تحقق مطالب فلسفی و عرفانی در وجود شخص

9
  • بین خدائی که تو می‌گوئی و خدائی که آقای طهرانی می‌گوید خیلی تفاوت است. بین مطلبی که تو می‌گوئی و مطلبی که او می‌گوید خیلی فرق است خیلی فرق است. یک روز نشسته بودیم در طهران مرحوم آقای مطهری آمده بودند برای دیدن مرحوم آقا. هر هفته‌ای یک مرتبه می‌آمدند، البته اوائل ولی آن اواخر دیگر هر دو هفته‌ای یکبار شد. یک روز ایشان راجع به کتاب معادشناسی مرحوم آقا که بعد از هر مجلسی یک روضه هم در تتمه‌اش هست. راجع به این صحبت می‌کردند. به مرحوم آقا ایشان گفتند که آقا اگر شما این روضه های اواخر مجلس را حذف کنید این خیلی دیگر کتاب جمع و جورتر می‌شود و دیگر دسته بندی‌تر می‌شود و خلاصه فقط مطالب، مطالب همین بحث علمی و اینها می‌شود و اینها. مرحوم آقا به ایشان گفتند: من یک کلمه از آن روضه‌هایی که نوشتم حذف نخواهم کرد، کتاب من همین است. این یعنی چه؟ به همین کلامی که من الآن از مرحوم آقا نقل کردم و مرحوم آقای مطهری، خدا رحمتش کند. بنشینیم رفقا فکر کنیم به خیلی مطالب می‌رسیم، به خیلی.

  • مرحوم آقا از روضه چه در ذهنشان بود؟ ایشان چه در ذهنشان بود؟ از نوشتن معارف چه هدفی را دنبال می‌کرد؟ ایشان چه هدفی را دنبال می‌کرد؟ مرحوم آقا در چه حال و هوایی بود در نوشتن این مطالب؟ دیگران در چه حال و هوایی هستند؟ هان! رفقا رسیدند یا نه؟ یا من باید توضیح بدهم؟ نه، رسیدید دیگر، متوجه شدید. حالا ما به اندازۀ فهم خودمان می‌گوئیم. مرحوم آقا روضۀ سیدالشهداء را حال و هوا و نور دادن به مطالبی که در این مجلس نوشتند می‌دانستند، چرا؟ تمام این مطالب امضایش باید به امضای ولایت باشد. ولایت باید پشت مطلب را امضاء کند. امضاء کرد این مطلب می‌شود نور، امضاء نکرد این مطلب می‌شود [مثل] سایر مطالب. مطلبی که این مطلب پشتوانه‌اش ولایت است، آن فلسفه آن فقه آن تفسیر آن اصول آن تاریخ آن عرفان، آن عرفان نظری که پشتوانۀ او ولایت است و اتکاء به ولایت دارد اتکاء به امام علیه السلام دارد او ارزش دارد، و الاّ می‌شود چه؟ عرض کردم خدمتتان، هنرپیشگی. هنرپیشگی همین است. یادتان می‌آید عرض کردم خدمتتان چند شب پیش؟ و إلاّ می‌شود سخنرانی همان آقا. خودش نماز نمی‌خواند و آن وقت می‌آمد سه ساعت راجع به امام حسین سمینار می‌داد. یکی از رفقایی که در اینجا نیست در یکی از شهرستانهاست خودش برای من گفت که یک شب من رفتم در سخنرانی این شخص، تا ساعت یازده و نیم ایشان سخنرانی کرد و وقتی که آمد ـ گفت من قبلاً نمازم را خوانده بودم ـ وقتی که آمد افراد آمدند در مقابلش شروع کردند به صحبت کردن، من گفتم به آنها، آقا ایشان نماز نخوانده اجازه بدهید برود نماز بخواند. یکی از آنها در آمد، آقا روشن کردن افکار از نماز خواندن واجب تر است و ایشان نماز را نخواند و نمازش قضا شد. شاهد عینی دیگر برای خود بنده گفت دیگر.