معرفت ذات پروردگار در کلام امام سجاد (علیه السلام)
13هو الله فی السماء اله و فی الارض اله.1 در همه حال خدا اله است! این راه راه بزرگان میشود، راه اولیاء [میشود]. آن وقت این فرد میتواند دلیل علیه باشد. این فردی که در همه حال الله در وجود اوست. هم در اتّصال، فی السماء الهٌ، در عوالم ربوبی، فی الارض الهٌ، در عوالم کثرات، در همهجا هو الله، هم در عوالم فوق و هم در کثرات، هم در جنبۀ توحید، هم در جنبۀ کثرت هو الله! نهاینکه موقع نماز که میشود هو الله [ولی] در ارتباط با مردم نه، الله دیگر کنار میرود. الاصنام، الاوثان اینها جلو میآیند. در همه حال الله مورد نظر است و الله جلو [میآید].
بنابراین برای اینکه انسان بتواند راهی را باز کند باید به دنبال چه کسی باشد؟ باید به دنبال آن فردی باشد که معرفت علیک را بر خدا را برای انسان به وجود میآورد، نه معرفت و شناختِ به سوی خود را، منتهی در قالب مظاهرِ الله و در قالب شعارهای الله. الله میگوید ولی میگوید پیش من بیائید. الله من را بیائید قبول کنید.
تفاوت معنای دلیلی علیک با دلیلی إلیک
در این فقره امام سجاد علیه السّلام میفرماید: معرفتی یا مولای دلیلی علیک. معرفت من، دلیل من بر توست. چرا حضرت نفرمود دلیلی الیک؟! آن هم میشود، آن هم اشکال ندارد. چون دَلَّ هم با عَلی متعدی میشود هم با اِلی. دَلَّ عَلیه و دَلَّ إلیه. دَلَّ الیه یعنی به سمت او و بهسوی او، دلالت به سمت و سو. میگویید: که آقا منزل فلانی کجاست؟! میگوئیم: آقا خیابان فلانی است آن جا آن کوچه فلانی، بروید همانجا قسمتهای منطقه آنجا سؤال بکنید به شما نشان میدهند، [این را] میگویند دلیل الیه است به سمت او. دلیلی علیک [وقتی است که] میگویند آقا کوچۀ فلان، منزل فلان، منزل این شخص است، این لباس را دارد، این خصوصیت را دارد، یک متر و هفتاد و هشت سانت، هشتاد سانت قدش است، این قدر وزنش است، این قدر علمش است، این قدر فلان است، آخرش هم دست آدم را میگیرند میگویند آقا اینجاست، بفرمایید. این [معنای] دلیلی علیک میشود.
- سوره زخرف (43) آیه 84: ﴿وَهُوَ ٱلَّذِي فِي ٱلسَّمَآءِ إِلَٰهٞ وَفِي ٱلۡأَرۡضِ إِلَٰهٞ وَهُوَ ٱلۡحَكِيمُ ٱلۡعَلِيمُ﴾ «و اوست آنكس كه در آسمان معبود است و در زمين معبود است، و اوست يگانه حكيم و عليم.»

