معرفت ذات پروردگار در کلام امام سجاد (علیه السلام)
15نگرش اهل دنیا به لذتها و خوشیها
لذت را این میبینند، خوشی را در این میبینند، عالم بهجت و سرور را در خوردن میبینند. الآن در خارج ـ اینجا هم همینطور است ـ وقتی که افراد را دعوت میکنند، خوشی آنها در مجلس ـ البتّه یک قسمتش، قسمتهای دیگر هم دارد ـ این است که از اول تا آخر مجلس دائم بخورند. مدام این دهان کار کند. اگر دو دقیقه کار نکند، نه[نمیشود]! یک چیزی میآورند بعد میروند نیم ساعت دیگر یک چیز میآورند. آجیل میآورند [بعد] یک غذای دیگر میآورند آنقدر میآورند تا اینکه [مجلس تمام شود]. یعنی وقتی که خوب میخورند و خوب میگذرانند [و] خوب مجلس طی میشود، میگویند: پذیرایی خوبی کرد! خوب پذیرایی کرد. این پذیرایی پذیرایی خوبی بود، و متأسفانه این عادت هم در میان ما آمده است. اگر یک مجلسی بگیرند، حالا یک پذیرایی مختصری باشد یک غذای مختصری باشد تعریف نمیشود؛ اما اگر آن بدبخت برود قرض کند با قرض و غوله و با هزار سختی بخواهد [مجلسی بگیرد] و شیرینی کذا تهیه کند و میوۀ کذا تهیه کند و چه بکند، میآیند میگویند بهبه بهبه چقدر پر و پیمان گذاشتی! چقدر چیز کردی! این چیست؟! اینها همهاش خلاف است. این مسائل اصلاً خلاف است، خلاف شرع است. حتماً باید وضعیت به آن قسم باشد. یعنی فرهنگ ما [غلط است]. مردم اینطورند، یعنی توجه به ظواهر است، توجه به مسائل عادی است. خدا هم برای این مردم یک مقدار اسباب سرگرمی، هم در این دنیا هم در آن دنیا درست کرده است. این مال کیست؟! این مال مردم عادی [است].
اما برای آنهایی که بهاء آنها فقط در اتّصال به ذات پروردگار است، بهجت آنها در فناء است. سرور آنها در تجرد است. فَرْحت آنها در انغمار در انوار الهی است. آن انواری که شکل ندارد، صورت ندارد، ثقل ندارد، مزه ندارد، طعم ندارد، [مسئله فرق میکند.] چرا؟! چون آنها به همان حقیقت تجردی رسیدند و آن حقیقت تجردی دیگر نمیتواند با صورت و با شکل خود را اشباع کند. آن [صورت و شکل] برای مقام پایینتر است، آن برای عالم مثالش است، برای عالم ملکوت سفلیاش است، برای عالم برزخش است، برای عالم صورتش است. چون نمیفهمد، درک نمیکند.

