معرفت ذات پروردگار در کلام امام سجاد (علیه السلام)
17میخواهد بفرماید خدایا من حتی صحبت با تو را هم در عالم بشری، این صحبت را هم تنزّل به مقام واحدیّت و تکلم میدانم. ﴿وَ كَلَّمَ اَللّٰهُ مُوسىٰ تَكْلِيماً﴾1 این مرتبۀ کمالی نبود، این یکی از مراتب تجلّی در اسماء، اسم ناطق و اسم مکلِّم است ولی آن مرتبۀ تعلق ذات بالاتر از این حرفها است.
یک وقت پیش محروم آقا بودیم، من گفتم فلان کس یکی از شاگردان مرحوم علامۀ طباطبائی ـ وقتی که از دنیا رفته بود ـ برای عیادت ایشان رفته بوده در وقتی که در بیمارستان بودند، همان اواخر حیاتشان، دیده بود ایشان دارند صحبت میکنند. آمده بود به بقیّه گفته بود که این مقامی که ایشان دارند الآن مقام تکلیم است ﴿وَ كَلَّمَ اَللّٰهُ﴾... [این را] به آقا گفتم ، آقا گفتند که: این که برای علامۀ طباطبائی مقام نیست! میفهمید؟! میگوید این برای علامۀ طباطبائی که مقام نیست! این که چیزی نیست! حالا خیال کرده ﴿وَ كَلَّمَ اَللّٰهُ مُوسىٰ﴾ یک چیز عجیبی هم [هست]. نه! گرچه تکلّم از ناحیۀ پروردگار خیلی عالی [است]، چون استناد به او دارد چنان که بُلغاء فرمودند، ولی صحبت در این است که خدا در این انسان چیزی را قرار داده که بالاتر از اینها هست. آن نفس ارتباط ذات و تعلق به خود ذات پروردگار است که آن مقام مقام هو است. آن جا دیگر تکلم نیست آن جا دیگر اثر نیست آنجا دیگر اصلاً توجه نیست. چه کسی میخواهد به چه کسی توجه کند؟! آن جا دیگر اشاره نیست. آن جا دیگر دوئیت نیست. آن جا در کنار نشستن نیست، آن جا وحدت است، یکیست. این چه [مقامی] میشود؟! این میشود دلیلی علیک.
مراد امام سجاد از معرفت بر خدا
حضرت سجاد میفرماید: من از بهشت و حوری و جنت و غلمان و این حرفها، اینها را نمیخواهم! اینها دیگر برای عوام الناس است. نه، معرفت من، مرا بر خود تو هدایت میکند، نه به اسمائت و نه به صفاتت، نه به آثارت، نه به علمت، نه به قدرتت، نه به رزقت، نه به رأفتت، نه به قهارّیتت، گرچه اینها از تو جدا نیست، ولی من از اینها همه میخواهم بگذرم و عبور کنم. من فقط ذات تو را میطلبم و این شناخت را دارم. یعنی یک شناختی دارم که آن شناخت من را بر تو میکشاند. اینهایی که میگویند به ذات پروردگار راه نیست! [دلیل ما اینجاست] حضرت سجاد دارد میگوید هست، میگوید [راه] هست. من معرفت دارم و این معرفت مرا بر تو هدایت میکند، بر ذات تو. اینجاست که انسان به کلام اولیاء خدا پی میبرد که وقتی میگویند مدام از این طرف و آنطرف حرف نزنید، مدام از بالا و پایین نگویید از بهشت و جهنم بالا نگویید، از ملائکه نگویید، از نمیدانم عوالم مشیت و تقدیر و فلان و این حرفها نگوئید. دائما نمیدانم از دیدن ظاهری امام زمان و اینها نگوئید، مدام از مکاشفات و خواب و اینها نگوئید. پس از چه بگوئیم؟! فقط از الله بگوئید و بس، که از هرچه غیر از او پایینتر بیائید از دست دادید، از دست دادید.
- سوره نساء (4) آیه 164

