معرفت ذات پروردگار در کلام امام سجاد (علیه السلام)
18معرفت امام زمان علیه السلام
[میگویند:] این وقت امام زمان ظهور میکند، آن علامت پیدا بشود ظهور میکند. همینطور شب را به روز و این مجالس را به این حرفهایی که صدتاش هم یک غاز هم نمیارزد بگذرانیم. خب ظهور میکند که میکند. من به جای اینکه بنشینم دائما از این حرفها بگویم، بروم خودم را درست کنم. بروم ببینم چه بدبختی دارم؟ چه بر سرم آمده؟ چه بیچارگی دارم؟ امام زمان که همینطوری آدم علاف نمیخواهد. امام زمان آدم میخواهد که دور و برش باشد. آدم! نه این که یک کاری انجام بدم که همه در بروند و فرار کنند. از امام زمان از نظر خب جنبۀ رتبه و این حرفها، پدرش امیرالمؤمنین [که بالاتر بود.]
همینهایی که نامه نوشتند برای امام حسین و دعوت کردند. چهار هزار نامه! آقا شوخی نیست چهار هزار تا به سقف میرسد حضرت به آن شخص گفتند آن نامهها را بیاور [نامه ها را] توی صحرا ریختند، گفتند که پس این نامهها [از] کجا آمده است؟! این نامهها از استرالیا و قارۀ افریقا آمده است؟! ـ من دارم میگویم ـ این نامهها مگر از همین کوفه نیامده است؟! مگر همین شمایی که الآن آمدید [این نامه ها را ننوشتید؟!] ای عمر بن حجاج تو که این نامه را فرستادی، باغهای ما سبز شده، [میوههای] درختها رسیدهاند، همه منتظر آمدن تو هستند. آن وقت تو آمدی با چهار هزار سرباز جلوی شریعۀ فرات را گرفتی، خجالت نمیکشی؟! آخر این نامه را تو نوشتی! چه گفتند؟! همینطور سر را [پایین] انداختند. گفتند: دیگر حالا گذشته، دیگر آن موقع اینطور نوشتیم حالا وضع عوض شده، زمانه عوض شده است، بعد شما هم اینکار را انجام بدهی. [حضرت گفتند:] عوض شده که شده، برای من که عوض نشده است. برای شما عوض شده، هر کار دلتان میخواهد بکنید، برای ما عوض نشده است، میکُشی بکش. تا آخرش هم ایستاد؛ گفت بکشید و او را کشتند، تمام شد. این همه نامه! خب اینها چه بودند؟! مگر اینها امام حسین را قبول نداشتند؟! یکدفعه چه شد؟! خب حالا امام زمان هم همینطور است آقا جان. امام زمان هم همینطور. هیچ تفاوتی بین امام زمان و امام حسین که نیست. امام، امام است و راه او هم یکی است، تفاوت نمیکند. یک مسیر دارد. هیچ اختلافی نیست.

