اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

معرفت ذات پروردگار در کلام امام سجاد (علیه السلام)

و مراتب معرفت امام زمان (علیه السلام)

14349
سال 1426
نسخه عربی

معرفت ذات پروردگار در کلام امام سجاد (علیه السلام)

19
  • اینکار را بکن آن کار را نکن این کار را بکن، خیلی [از] کارها هست که با مزاجمان جور در نمی‌آید. خب چه‌کار باید کرد؟ هیچ، ما هم می‌شویم یکی از آنها که نامه دادند. منتهی حالا شمشیر به روی امام زمان نمی‌کشیم، إن‌شاءالله اگر خدا توفیق بدهد. اقلاً جزو آن چیز (مخالفان) دیگر نمی‌رویم، إن‌شاءالله حضرت ما را از اصحاب خودش قرار بدهد، ما حالا خب یک مقداری متجرّی هستیم و خلاصه با رفقا یک کمی رُک حرف می‌زنیم، عیب هم ندارد، حالا شوخی جدی یک چیزهایی [گفته شود] بد نیست. حدّاقل به روی امام زمان شمشیر نمی‌کشیم، ولی [اگر] امام زمان گفتند هر کاری بکنم، می‌کنی؟ هر چه [باشد]؟!

  • مراتب معرفت به امام زمان علیه السلام

  • یک خُرده به خودمان نگاه کنیم، واقعاً! الآن یکی‌یکی به خودمان نگاه کنیم. اگر حضرت بگویند که آقا این عبایت را بده، می‌گوئیم خب [و] راحت می‌دهیم، این که کاری ندارد [بابا] حالا مثلاً چقدر [قیمت دارد؟] بسیار خب این یکی را دادیم. می‌بینیم نه اینقدر را خود و خدایی جلو آمدیم. حالا یک خُرده می‌رویم [جلو]، قبایت را هم در بیاور. خب باشد حالا یک خُرده با پیراهن [و] شلوار راه می‌رویم چه اشکال دارد؟! امام است دیگر امام زمان است دیگر کاریش نمی‌شود کرد بالأخره.کسی دیگر می‌گفت، نه! می‌گفتیم که شرعاً اشکال دارد انسان! بله! و ﴿سَرَٰبِيلَ تَقِيكُمُ ٱلۡحَرَّ﴾1 باید لباس پوشید در گرما و سرما. این [را] می‌گویند. بعد حضرت [می‌فرمایند] حالا آن میز تحریرت هم که خیلی به آن علاقه داری و صد، صد و پنجاه تومان، دویست تومان خریدی آن را بیاور بده نمی‌دانم وقف فلان مؤسسه بکن، [می‌گوییم:] خب حالا این را هم ببینم یک خُرده فکر می‌کنیم بالا [و] پایین [می‌کنیم]. نه بالأخره برایمان ثواب می‌نویسند دیگر، بالأخره حرف امام زمان است. به حساب ثواب می‌گذاریم و آن را هم می‌دهیم. هی کم‌کم بیائیم جلو، بیائیم جلو، ببینیم تا کجا می‌ایستیم. حضرت می‌گوید بیا خانه را هم بده. خیلی تقلا می‌کنیم یک سالی رویش فکر می‌کنیم. پدر خودمان را که در آوردیم آخرش می‌گوئیم باشد! چَشم این هم، این را هم دادیم در راه خدا، دیگر چه می‌خواهی؟! بعد دیگر کم‌کم می‌آید سر قضایای دیگر، مسائل عاطفی و احساسی و یک دفعه امام زمان می‌گوید باید بچه‌ات را بدهی، بچه‌ات را باید بدهی. مگر خدا به حضرت ابراهیم نگفت: باید بچه‌ات را بدهی؟! باید بدهی دیگر.

    1. سوره نحل (16) آیه 81