معرفت ذات پروردگار در کلام امام سجاد (علیه السلام)
4حالا ما بیائیم نگاه کنیم ببینیم ما برای وقت نماز، چقدر در دلمان، در ضمیرمان، در خواستمان اهتمام داریم؟ چقدر ما توجه داریم؟
این مطلبی را که من خدمت رفقا آن شبهای قبل راجع به آن آقایی که فُکلی و اینها بود و نمازش قضا میشد عرض کردم، این مسئله راجع به معمّمین هم بوده است! خیال نکنید [فقط مخصوص او بوده است.] آن آقای معمّمی که مینشیند و مینشیند تا ساعت یازده به حرف و فلان و بعد بلند میشود نماز میخواند، آن هم مثل همان است، بالأخره نگذاشت نمازش قضا بشود [ولی] این همان است. آن یک خُرده قضیّه را تا آخر برد، این تا دَم آخر گفت: حالا برای رفع تکلیف هم که شده ما بلند میشویم این کار را انجام میدهیم.
به مرحوم آقا شیخ محمد حسین کمپانی اعتراض میکردند که آقا این مطالبی را که میگوئید و این مسائل و این حرفها و عبادتها [که مطرح میکنید، چطور میشود اینطور باشد؟] مرحوم آقا شیخ محمد حسین از بزرگان بود، از زهّاد و از عبّاد بود، بسیار مرد بزرگواری بود. واقعاً انسان وقتی که شعرهای ایشان را بخواند حال میآید. اینها واقعاً بزرگانی بودند، که گرچه به مراتب توحید نرسیده بودند، ولی علی کل حال همینطوری روزگارشان را مفت نگذرانده بودند، پدرشان درآمده بود. مثلاً این اشعارشان راجع به امیرالمؤمنین وقتی که میگوید:
چه شوری شد بپا از یک جهان شور *** نه از طی سجلّ و لوح منشور عجب شوری در این ظلمت سرا شد *** به گوش ساکنانِ عالم نور به گوش اهل دل، فریاد جبریل *** حکایت میکند از نفخۀ صور این اشعار را ایشان میتواند بگوید و کسی که در همین حال و هوا و در همین [مراتب] است. بقیّه امیرالمؤمنین را نشناختند، امیرالمؤمنین را نشناختند!
نمونهای از ارتباط میان مقام ولایت با عالم خلقت
وقتی که جبرئیل آمد و در شب ضربت خوردن گفت: تَهَدَّمَت و الله أرکانُ الهُدیٰ و انطَمَست عُروَةُ الوُثقیٰ قُتِل علیٌّ المرتَضی، قَتَلَه أشقَی الأشقیاء1. این مسئله وقتی که در یک جا مطرح شد همه حمل بر یک امری کردند که جبرائیل از طرف خدا دستور داشته که بیاید و این را بگوید. اصلاً این مطلب که [ارتباطی] بین این قضیّه و بین این جریانِ ناموسِ عالمِ خلقت و حبل الله المتین که واسطۀ بین ذات احدیّت و عالم امکان است [وجود دارد را]، اصلاً این حرفها را کسی نمیفهمد. جبرائیل که آمد این حرف را زد، اصلاً دست خودش نبود که آمد این را گفت؛ این [حرف] مقتضای این عمل و این ارتباط است. مقتضای این حادثه، خون پدیدار شدن در زیر سنگ در همۀ اماکن تا چند روز [بود]. برای شهادت امیرالمؤمنین، در بسیاری از جاها از جمله بیتالمَقدَس سنگها را وقتی بر میداشتند زیر سنگها خون تازه بود!2 [اما برخی به اشتباه] میگویند: «بله، بالأخره عنایت الهی بوده است، خدا عنایت کرده و خواسته مقام امیرالمؤمنین و موقعیتش را نشان بدهد.»
- بحار الأنوار, جلد۴۲, صفحه۲۵۹
- سيوطى در خصائص الكبرى، جلد 2، صفحه 124 گويد:
و أخرج الحاكمُ و البَيهقى و أبونعيم عن الزهرىّ قال:" لما كان صباحُ قتلِ علىّ بن أبىطالب، لميرفَع حَجَرٌ فى بيت المقدس إلّا وُجِد تحته دَمٌ!" و أخرج أبونعيم من طريق الزّهرى عن سعيد بن المسيّب، قال:" صَبيحة يوم قتلِ علىّ بن أبىطالبٍ، لمتُرفَع حَصاةٌ مِن الأرض إلّا و تحتها دمٌ عبيطٌ.»

