
معرفت ذات پروردگار در کلام امام سجاد (علیه السلام)
و مراتب معرفت امام زمان (علیه السلام)
در این گفتار مرحوم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در شرح فقره «مَعرفَتی یا مَولای دلیلی عَلیکَ و حُبّی لَک شَفیعی إلیکَ» از دعای ابوحمزه ثمالی به این نکته میپردازد که تمایل انسان نسبت به معنویات، مَحَکی برای میزان رشد و عبودیت است. ایشان در ادامه به حالات پیامبر اکرم و اولیای الهی، قبل و حین نماز اشاره نموده و ارتباط مقام ولایت با عالم خلقت را تبیین میکند. مرحوم استاد ضمن تأکید بر جایگاه تحصیل علوم اهل بیت، دلیل اهتمام اولیای الهی به این مسئله را توضیح میدهد. در بخش دیگری از بیانات استاد، تفاوت معنای «دلیلی علیک» و «دلیلی إلیک» بیان شده است. در اخیر، ایشان به معرفت امام عصر علیه السلام پرداخته و ضمن بیان مراتب این معرفت و نقل حکایتی از علامه طهرانی (قدس الله سره) با بیانی متقن از آیات قرآن استدلال میکنند که حکم امام علیه السلام بر جمیع شئون زندگی افراد نافذ و لازم الاجرا می باشد.
معرفت ذات پروردگار در کلام امام سجاد (علیه السلام)
7درحالیکه اگر قرار باشد به اخبار و اینها به اخبار وارد بودند، آقای حداد که بندۀ خدا خبر نخوانده بود. روایت نخوانده بود. او که چیزی (تحصیلی) نکرده بود. ولی مسئله چیست؟!
عمل مهمتر از علم
آقاجان مسئله این است که اینها به خواندن نیست، خواندن کمک است و انسان را خیلی هم کمک است و بسیار [مفید است]؛ ولی عمل به آن مهم است که انسان به این مطالب عمل کند و پیگیری کند. الآن این همه دعا در این مفاتیح است بنده هم این مفاتیح را میگذارم در گنجه، تا بازش نکنم و نخوانم که نمیفهمم چه چیزی در آن است؟!
ما یک وقتی این درسهایمان را امتحان میدادیم. یک بنده خدایی بود آن هم میآمد، خب از او سؤال میکردند [ولی] جواب نداشت.
میگفتند که: خب این چیست؟
میگفت: من اینها را نوشتم.
آن بنده خدا گفت: خب در کتاب هم نوشته [چرا] زحمت کشیدی!
میگفت: ما اینها را نوشتیم! خب نوشتی خب از اول هم در کتاب نوشته چرا زحمت نوشتن [را] کشیدی دیگر؟! همان در کتاب بود.
مسئله این است که انسان به این عمل کند. به این مطالب برسد، این مهم است.
مراتب مختلف معرفت بر اساس میزان عمل
این معرفت و این شناخت، مراتبی دارد. به هر مقدار که ما دیدیم از نظر رغبت و از نظر اهتمام، نه رغبت ظاهری و دویدن و این طرف و آنطرف رفتن، نه! واقعاً از نظر اهتمام ما چقدر نسبت به راهمان و مسیرمان مقیّدیم، به همان مقدار ما به این محور نزدیک هستیم. یک کسی دو ساعتش را میگذارد، یک کسی سه ساعتش را برای این مطلب میگذارد، یک کسی ده ساعتش را میگذارد. یعنی واقعاً در این ده ساعت نمیگذارد که با صوارف و با موانع روبهرو بشود، با آنچه که میتواند برای او اشتغال ذهنی بیاورد روبهرو بشود. همینطور به همین مقدار، حالت انسان در ارتباط با آن محور متفاوت است.
