معرفت ذات پروردگار در کلام امام سجاد (علیه السلام)
8دیشب یا دو سه شب پیش آن روایت را از مغیره نقل کردند که بسیار خبر و روایت جالبی است که امیرالمؤمنین به مغیره میفرماید که اینها افرادی هستند که خدا را تنها نمیخواهند؛ خدا را همراه با دنیایشان، همراه با زندگیشان میخواهند.1
اینهایی که میآیند و مدام دَم از خدا میزنند باید به اینها گفت که آیا شما همیشه دَم از خدا میزنید یا چون روزگار به کام است دم میزنید؟! همیشه مردم را به خدا میخوانید یا چون الآن پست و مقام دستتان است میخوانید؟! و الاّ اگر [آن مقام را] از شما بگیرند بلند میشوید میروید در خانۀتان مینشینید، اصلا میگوئید به من چه مربوط است، هرچه میخواهد به سر اسلام بیاید که بیاید، به من ربطی ندارد. یا نه؟! حالا که یک مقام و یک موقعیت داریم، حالا که فلان وضعیت را به ما دادند، حالا که ما را هم در برنامه راه دادند، پس ای مردم بیائید به داد اسلام برسید. بیائید پرچم را بلند کنید، بیائید ـ نمیدانم ـ چهکار بکنید چه کنید؟ پیغمبر این طور بوده، ائمه اینطور بودند برای اسلام در طول هزار و چهارصد سال زحمت کشیدند، باید بیائیم، داد، بیداد، ای هوار! همۀ اینها برای چیست؟! به خاطر این است که الآن رو این صندلی نشستی، حاج آقا! اگر الآن بگویند خیلی خب آقا، خیلی از زحمات شما ممنون و متشکر، حالا تشریف ببرید یک چند سالی در منزلتان به خودتان بپردازید. آیا دوباره فردا همینطوری مردم را دعوت میکنی یا نه؟ [میگویی:] به من چه ربطی دارد، هر کار میخواهند بکنند بکنند. معلوم است خدایش خدای قلابی بوده، این دعوتها همه قلابی است. این خواستها همه قلابی است! خدا که عوض نمیشود؛ خدا خداست، در همهجا خداست. ﴿وَهُوَ ٱلَّذِي فِي ٱلسَّمَآءِ إِلَٰهٞ وَفِي ٱلۡأَرۡضِ إِلَٰهٞ﴾2 ﴿فَأَيۡنَمَا تُوَلُّواْ فَثَمَّ وَجۡهُ ٱللَّهِ﴾3
در حکومت سابق ـ حکومت شاه ـ خدا خدا بود، در حکومت اسلام خدا خداست. شب خداست، روز خداست، من در مقام باشم او خداست، از مقامم عزل بشوم او خداست. من عزل شدم، خدا که از خدائیش عزل نشده است.آمدند به ما گفتند: آقا تا حالا اینجا مینشستی حالا بیا یک متر آنطرفتر بنشین. یک متر جایت را عوض کن. تا حالا اینجا مینشستی [و] به تو میگفتند آقای فلان! حالا یک متر اینطرفتر بنشینید، تو و بقیّۀ مردم فرق نمیکنی. یک متر جایتان را عوض کردیم چه شده اینقدر [تفاوت کردهاید]؟! چه قضیهای اتفاق افتاده [ مگر] آسمان به زمین آمده است؟!
- نهج البلاغه، ص 547.
- سوره زخرف(43) آیه 84
- سوره بقره (2) آیه 115

