میزان تفاوت انسان ها براساس میزان معرفت و عقل آن ها
11لذا رسول اللَه در معراج که در آن قوای باطن و سرّ حرکت میکند و عوالم ربوبی را طی میکند به یک جا میرسد که جبرائیل که مظهر اسماء است دیگر نمیتواند، رسول اللَه کجا میخواست برود که اسم دیگر در آنجا نبود؟ مگر جبرائیل نیست دیگر، جبرائیل دیگر اول و آخرست دیگر، چرا جبرائیل گفت من دیگر نمیتوانم؟ نمیتوانم یعنی چه؟ یعنی زورم نمیرسد؟ مثلاً حالا پر نمیتوانم بزنم یا نه؟ دیگر سعۀ وجودی من بیش از این مقدار را اجازه نمیدهد، این من الآن دیگر شدم این لیوان. توی رسول اللَه الآن آهنی، اجازه نمیدهد. حالا یک مثال میزنم. میگویند وقتی که این فضا در لایهای که هست در صد کیلومتری زمین، وقتی که یک جسم میخواهد از آنجا عبور کند این ذوب میشود باید جسم به یک نحوهای باشد که بتواند آن حرارت بسیار شدیدی را که به واسطۀ اصطکاک با آن لایه برای او پیدا میشود بتواند تحمّل کند. و الاّ هر چه دیگر باشد آب میشود. این سفائنی که میخواهند بالاتر بروند یک مادهای روی آن سطح را قرار میدهند، یک آلیاژی که بتواند این حرارت بسیار زیاد را تحمّل کند. حالا اگر فرض بکنید که، نه! همین آهن معمولی بود یا همین چدن معمولی بود یا همین چوب تا میخواهد رد بشود چه میشود؟ آب میشود میریزد. این گنجایش ندارد سعه ندارد. نمیتواند، نمیتواند این پرندهای که از اینجا میخواهد بگذرد از این نقطه عبور کند، بخواهد عبور بکند میسوزد.
اگر ذرهای زین نمت برپرم ** فروغ تجلّی بسوزد پرم
از اینجا که میخواهم عبور کنم دیگر نمیتوانم، این اشعۀ شمس در اثر اصطکاک با این جرم، حرارتی را بوجود میآورد که برای من قابل قبول نیست. پس رسول خدا از مراتب اسماء بالاتر رفت، بالاتر رفت. امام همینطور، اولیاء الهی که در مرتبه و در لوای امام علیه السلام قرار دارند همینطور، چون من اینطور هستم خدایا تو مرا اینطور قرار دادی. حضرت سجاد لذا میفرماید: معرفت من بر ذات تو، دلیل و راهنمای من است بر تو. چون من نسبت به تو معرفت پیدا کردم و این معرفت موجب چیست؟ حب است.

