میزان تفاوت انسان ها براساس میزان معرفت و عقل آن ها
12لذا حضرت اول معرفت را بیان میکند چون معرفت دارم و حبّی لک شفیعی الیک محبت من به تو میشود شفیع من. این محبت بواسطۀ معرفت است. اگر من خدایا نسبت به تو معرفت نداشتم، محبت داشتم؟ این محبت از کجا پیش آمده؟ این محبت از چه نشأت گرفته؟ دو نفر وقتی که به هم علاقه پیدا میکنند این علاقهشان ناشی از چه میشود؟ میشود یکی در یک شهری باشد یکی دیگر هم در یک شهری باشد، نه این از آن خبر داشته باشد نه او از این خبر داشته باشد به هم علاقهمند باشند؟ آخه یک چیز معقولی نیست. الآن چقدر در طهرانند دارند در خیابان راه میروند شما به آنها محبت دارید؟ اصلاً نمیدانیم کی هست؟ همین الآن در ساعت یک ربع به ده، الآن هزار نفر فرض کنید دارند در خیابان انقلاب راه میروند، من خبر ندارم. زن است؟ مرد است؟ کوچک است؟ بزرگ است؟ مسلمان است؟ یهودی است؟ نصرانی است؟ هیچ اطلاعی من ندارم هیچی. خب پس وقتی من نسبت به یک نفر اطلاع نداشته باشم محبتم نسبت به آنها لغو خواهد بود. چون محبت بر اساس شناخت میآید. من باید نسبت به محبوب، آن کسی که او را دوست دارم، شناخت داشته باشم.
یک وقت یک کسی فرض کنید همینطوری [یکی را] در خیابان میبیند، از این خوشش میآید خب این اوّلین مرتبۀ شناخت است، اولین مرتبۀ شناخت است. که همین یک چیزی، یک کسی را دیده، حالا به صرف دیدن از او خوشش میآید. دیگر نمیداند این کیست؟ این چیست؟ این چه اخلاقی دارد؟ شاید خیلی اخلاق بدی هم داشته باشد اتفاقاً. بعد بگوید ای بابا غلط کردیم ما اصلاً این را دوست داشتیم! ای کاش اصلاً توی ذهنمان نمیآوردیم. هان؟ هیچی! همین یکی را ما دیدیم و به او علاقه پیدا کردیم. بعد یک مقداری که انسان با او ارتباط پیدا میکند صحبت میکند میبیند، نه بابا این هم چنین مالی هم نیست که حالا فکرش را بخواهد بگذارد، خیلی ممنون کاری نداری؟ اِ آقا؟ آمدی با ما سلام و علیک کردی...! خیلی ممنون همین قدر... انشاءاللَه میبینیمت، به شما تلفن میکنیم من تلفن بزنم یا شما؟ نه نه خودم میزنم. میبیند نه بابا این.... یکی را میرود با او صحبت میکند میبیند نه حرفش، مطلبش، آدم فهمیدهای است قابل استفاده است بعد یک مقداری بیشتر با او گرم میگیرد بیشتر با او رفت و آمد میکند، اخلاقش، رفتارش، میگوید چقدر آدم با رأفتی است، چقدر آدم با گذشتی هست، چقدر آدم با سخاوتی هست، چقدر آدم خوشبرخوردی هست، چقدر آدم اهل ملاحظهای هست. میبینید؟ هی کمکم این ارتباط وقتی که زیاد میشود زیاد میشود معرفت انسان نسبت به او بیشتر که شد محبت انسان هم نسبت به او زیاد میشود. محبتش نسبت به او اضافه میشود. بعضی از افراد نه! احساس میکند در همین حد دیگر کافیست، در این میزان، بخواهد اضافه اعمال محبت بکند مثلاً شخص حالا تحمّل ندارد. میگوید خب این مقدار، بعضیها بیشتر بعضیها کمتر، افراد بر حسب موقعیت و استعدادات خودشان، یعنی خود محبوب، و خود طرف و امکانات او و آن آثار وجودی که در او هست، این یک عامل، عامل دیگر میزان معرفت طرفی که میخواهد نسبت به او محبت پیدا کند. این دو عامل موجب میشود که برای انسان تعلق حاصل بشود. تعلق پیدا بشود.

