میزان تفاوت انسان ها براساس میزان معرفت و عقل آن ها
19این تنبّه پیدا کرد، معرفت پیدا کرد، نسبت به وضعیت نسبت به خودش نسبت به آیندهاش نسبت به دینش نسبت به مئالش نسبت، هی شروع کرد با خود ور رفتن، دید این اصلاً جور در نمیآید. خب حالا معرفت پیدا کردی برو کنار دیگر، بگذار برو. نه! یک پله رفت بالاتر، گفت من آوردم تا اینجا من هم باید تا آخر باشم، این قضیه. یعنی این معرفتی که پیدا کرد خدا هم کمکش کرد گفت من باید دست بر ندارم از این، نه اینکه فقط بگوید خب پیدا کردم حالا بروم دنبال کارم، حالا نمیجنگم، حداقل نمیجنگم، خب این یک مرتبه ولی نه! بالاتر رفت، یک پله رفت بالاتر، من آوردم تا به اینجا، من علّت بودم، من مقصر بودم، پس من هم مسئولم. باز این یک پله مردانگی، باز از این بالاتر رفت گفت حالا اگر من هم نمیآوردم، خب این اینجا باید رفت و ایستاد تا آخر. ببینید هی مسأله میرود بالاتر. اول مسألۀ خودش، بعد حساب تقصیر خودش، بعد رفت بالاتر که اگر تقصیر هم نداشتیم نداشتیم، امام حسین را چکار کنیم؟ امام حسین را کاریش نمیشود کرد دیگر. حالا تقصیر هم نداشتیم فرض کنید که ما اصلاً از پشت کوه بودیم داشتیم تماشا میکردیم.
این بنیاسد بیلیاقت و بیسعادت که آمدند و دیدند و امام حسین را در آنجا دیدند و گفتند: خیلی خب میرویم، خیلی خب دیگر کاری نداریم، و خیلی اظهار تأسف کردند و این جنایت هولناک را هم محکوم کردند و رفتند، رفتند دنبال زندگیشان، بعد هم صبر کردند امام حسین را وقتی به شهادت رساندند، گفتند خب حالا بعد از سه روز دیگر بلند شویم بیاییم حالا دفن کنیم دیگر. خیلی خب خیلی ممنون از لطفتان! غیرتت کجا رفته نفهم؟ حمیّتت کجا رفته بیشعور؟ آخه به تو آدم میگویند؟ به تو مرد میگویند؟ پسر پیغمبر اینجا جلوی افراد، یا بن رسول اللَه خیلی متأسفیم و به شدّت هم محکوم میکنیم و خلاصه از اینکه این قضیه برای شما اتفاق افتاده. حضرت فرمودند بله ان شاء اللَه خدا اجرتان بدهد و فلان، زمینها را هم از آنها خریدند و فلان برای زوّار، اینهایی که میآیند در اینجا که آن زمینها را حضرت خریدند. چند فرسخ در چند فرسخ این مربوط بشود به همان افراد و زوّار که میآیند در آنجا، در آنجا آنها اسکان بدهند چه کنند و این حرفها. خب این کارها را هم انجام دادیم و همین قدر از شما ممنونیم که در لشگر عمر سعد نرفتید، حالا این زبان حال حضرت بود دیگر. اینها را من دارم میگویم، خیلی از شما همینقدر ممنونیم که اقلاً بروی ما شمشیر نکشیدید و خودتان را کنار کشیدید به همین یک محکوم کردن و اظهار تأسف مسأله را تمام کردند. خب این میشود چه؟ این هم میشود یک مرتبۀ از معرفت، پس معرفت به امام و معرفت به ولایت مراتب دارد مثل معرفت به خود ذات پروردگار.

