
معرفت وعشق دو عامل اساسی در وصول به پروردگار
فقره دعاء: معرفتي يا مولاي دليلي عليك و حبّي لك شفيعي إليك. 1 – منظور امام سجاد عليه السلام از معرفت، شناخت و معرفتي است كه خدا را براي انسان منحصر كند. 2 – انسان نبايد تنها در موارد يُسر و گشايش و فارغ بودن از مشكلات به دنبال شناخت و معرفت پروردگار متعال برود. 3 – امام سجاد عليه السلام ميفرمايند: انسان بايد بگونهاي به پروردگار متعال شناخت و معرفت پيدا كند كه سراسر قلب و وجود او را خداوند متعال فرا گيرد. 4 – سيره و منش و مرام اميرالمؤمنين عليه السلام حاكي از اين است كه اتكاء و اتّجاه حضرت در مسائل و قضايا و جريانات تنها بر اساس مسأله توحيد و تجلّي حقيقت آن بر قلب حضرت ميباشد. 5 – سرّ شكست پيامبران و ائمه علیهم السلام و اولياء در بعضي از جنگها. 6 – آنچه براي اميرالمؤمنين عليه السلام حائز اهميت بوده عمل به تكليف و وظيفه بوده است نه پيروزي و شكست در جنگ. 7 – در ديدگاه سلاطين و سياستمداران هدف وسيله را توجيه كرده و رسيدن به پيروزي به هر نحو ممكن لازم ميباشد. 8 – گوشهاي از تاريخ زندگي و جنگهاي اميرالمؤمنين عليه السلام.
معرفت وعشق دو عامل اساسی در وصول به پروردگار
12اگر قرار باشد کاری که ما انجام میدهیم این کار اینطور باشد یعنی بر این اساس باشد که ما این عمل را انجام میدهیم در مقابل بهشت در مقابل رضوان الهی در مقابل رسیدن به یک نقطه در مقابل حال، در مقابل بدست آوردن، اینها را خدا به انسان میدهد، این را تضمین کرده، میدهد خدا به انسان. یعنی کسی که نماز میخواند به خاطر اینکه در بهشت جا پیدا بکند عمل حرام هم انجام نمیدهد کار حرام نمیکند گناه نمیکند خدا هم میگوید بسیار خب در روز قیامت ما تو را به جهنم نمیبریم این نمازِ تو این رتبه را دارد ما همین رتبه را به تو میدهیم بیشتر از این نمیدهیم حقّت همین قدر است و تازه خیلی هم به تو ارفاق کردیم.
یک وقت نه! یک شخص میآید کار میکند برای یک اداره برای یک کارخانه و نسبت به صاحب آن اداره صاحب آن کارخانه علاوه بر اینکه کار میکند یک محبت هم دارد وقتی میبیند این سیم اینجا دارد میسوزد فوراً میآید به مسئول خبر میدهد نمیگوید به من چه مربوط است من سر جایم مینشینم وظیفه من نیست بگذار بسوزد بگذار دو میلیون ضرر کند چیز شود. نه! فوری میآید خبر میدهد آقا اینجا این سیم الآن دارد میسوزد الآن به آنجا برسد ممکن است خسارت بار کند، وظیفهاش نیست ها! چرا این را انجام میدهد؟ چون محبت دارد احساس وظیفه میکند حالا که این، این را به کار گرفته حالا که این آمده و تکفّل این را کرده حالا که این آمده و دارد دستی از این میگیرد، این یک احساس وظیفه و یک احساس انسانی در ضمیر او خواهی نخواهی نسبت به صاحب اینجا بوجود میآید. وقتی که صاحب این مؤسسه یک همچین حالی را از این ببیند یک مقداری تقاوت بین این و بین آن فرد اول قائل میشود، اینطور نیست؟ یک مقدار...! میبیند این فرق میکند این یک مقداری محبت دارد علاوه بر اینکه کارش را انجام میدهد یک مقداری محبت دارد.
