اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

معرفت وعشق دو عامل اساسی در وصول به پروردگار

0
سال 1426

فقره دعاء: معرفتي يا مولاي دليلي عليك و حبّي لك شفيعي إليك. 1 – منظور امام سجاد عليه السلام از معرفت، شناخت و معرفتي است كه خدا را براي انسان منحصر كند. 2 – انسان نبايد تنها در موارد يُسر و گشايش و فارغ بودن از مشكلات به دنبال شناخت و معرفت پروردگار متعال برود. 3 – امام سجاد عليه السلام مي‌فرمايند: انسان بايد بگونه‌اي به پروردگار متعال شناخت و معرفت پيدا كند كه سراسر قلب و وجود او را خداوند متعال فرا گيرد. 4 – سيره و منش و مرام اميرالمؤمنين عليه السلام حاكي از اين است كه اتكاء و اتّجاه حضرت در مسائل و قضايا و جريانات تنها بر اساس مسأله توحيد و تجلّي حقيقت آن بر قلب حضرت مي‌باشد. 5 – سرّ شكست پيامبران و ائمه علیهم السلام و اولياء در بعضي از جنگها. 6 – آنچه براي اميرالمؤمنين عليه السلام حائز اهميت بوده عمل به تكليف و وظيفه بوده است نه پيروزي و شكست در جنگ. 7 – در ديدگاه سلاطين و سياستمداران هدف وسيله را توجيه كرده و رسيدن به پيروزي به هر نحو ممكن لازم مي‌باشد. 8 – گوشه‌اي از تاريخ زندگي و جنگهاي اميرالمؤمنين عليه السلام.

معرفت وعشق دو عامل اساسی در وصول به پروردگار

16
  • ببینید وقتی که امام علیه السلام اینها را متوجه‌این محبت کرد برای آنها شفیع فرستاد این شفیع آمد رفت در قلب اینها، قلب اینها را برگرداند، زیر و رو کرد کارشان هم مطابق با چه شد؟ مطابق با آنکه گناه را گذاشتند کنار، معصیت را گذاشتند کنار، به کلام امام صادق علیه السلام گوش دادند. حالا اگر محبت نداشتند چه می‌شد؟ واقعاً اگر اینها محبت نداشتند امام صادق هم می‌گفت، می‌گفتند خب بله دیگر گناه است ولی حالا فکرش را بکنیم، باشد، حالا ببینیم! نه! چون محبت داشتند امام صادق از همان دریچۀ محبت وارد شد آنها را برگرداند. هستند، خیلی شیعه ها هم هستند، به اسم شیعه ولی انگار نه انگار، محبت ندارند حالا برای چه؟

  • یکی از همین آقایان به اسم تشیّع، فوت کرده معمّم هم بوده سید هم بوده خیلی وقت است فوت کرده. مرحوم آقا می‌گفتند من در منزل مرحوم علامۀ امینی بودم ایشان هم در آنجا بود و به مرحوم علامۀ امینی اعتراض می‌کرد، آقا حالا اگر کسی محبت حضرت ابوالفضل را نداشته باشد به کجای دینش برمی‌خورد؟ همان قضیّه‌ای که‌ایشان تعریف کردند لابد رفقا می‌دانند دیگر یادشان هست، که‌ایشان خوابیده بودند مریض بودند بلند شدند عصبانی! رگهای گردنشان برافروخته! گفتند واللَه اگر تو بند کفش مرا که نوکر ابوالفضل هستم محبت نداشته باشی با رو به آتش جهنم می‌افتی، بند کفش مرا! واقعاً هم حرف عجیبی زده، واقعاً هم حرف عجیبی است. مرحوم امینی دارد می‌گوید من نوکر ابوالفضل هستم من نوکر امام حسین هستم، من ارزش دارم کفش من هم ارزش دارد بند کفش من هم ارزش دارد، همة اینها در راستای حضرت ابوالفضل است. کسی که ادعای تشیّع می‌کند مگر می‌شود عاشق ابوالفضل نباشد؟ مگر می‌شود؟ دروغ دارد می‌گوید، دروغ می‌گوید. این آقا شیعه بود حالا بگذریم از مطالبی که‌ایشان! افاضاتی که می‌فرمودند! ولی ولایت ندارد. نماز می‌خواند ولایت ندارد روزه می‌گیرد ندارد، نتیجه‌اش کجا ظاهر می‌شود؟