اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

معرفت وعشق دو عامل اساسی در وصول به پروردگار

0
سال 1426

فقره دعاء: معرفتي يا مولاي دليلي عليك و حبّي لك شفيعي إليك. 1 – منظور امام سجاد عليه السلام از معرفت، شناخت و معرفتي است كه خدا را براي انسان منحصر كند. 2 – انسان نبايد تنها در موارد يُسر و گشايش و فارغ بودن از مشكلات به دنبال شناخت و معرفت پروردگار متعال برود. 3 – امام سجاد عليه السلام مي‌فرمايند: انسان بايد بگونه‌اي به پروردگار متعال شناخت و معرفت پيدا كند كه سراسر قلب و وجود او را خداوند متعال فرا گيرد. 4 – سيره و منش و مرام اميرالمؤمنين عليه السلام حاكي از اين است كه اتكاء و اتّجاه حضرت در مسائل و قضايا و جريانات تنها بر اساس مسأله توحيد و تجلّي حقيقت آن بر قلب حضرت مي‌باشد. 5 – سرّ شكست پيامبران و ائمه علیهم السلام و اولياء در بعضي از جنگها. 6 – آنچه براي اميرالمؤمنين عليه السلام حائز اهميت بوده عمل به تكليف و وظيفه بوده است نه پيروزي و شكست در جنگ. 7 – در ديدگاه سلاطين و سياستمداران هدف وسيله را توجيه كرده و رسيدن به پيروزي به هر نحو ممكن لازم مي‌باشد. 8 – گوشه‌اي از تاريخ زندگي و جنگهاي اميرالمؤمنين عليه السلام.

معرفت وعشق دو عامل اساسی در وصول به پروردگار

18
  • گفت هان شما ایرانی هستید؟ تعجب کردیم. گفت تشنه‌اید مثل اینکه تشنگی شما را از تاب و توان انداخته، بیایید اینجا من آب دارم ما که او ندیده بودیم، ما که‌این شخص را ندیده بودیم، خب ما داشتیم این راه را می‌رفتیم! می‌گفت بلند شدیم این پنجاه متر را هم دیگر انگار یک توانی در ما پیدا شده بود آمدیم رفتیم پیش آن نشستیم، همه از توان رفته بودیم ـ توجه کنید ـ می‌گفت این یک ظرفی داشت که اطرافش حصیر بود و اینها، درش را باز کرد این را داد به ما، اول داد به من خوردم می‌گفت من در عمرم یک همچین آبی نخورده بودم گفت: اِشرب علی ولایة علی ابن ابی طالب، بر ولایت علی ابن ابی طالب، می‌گفت ما خوردیم. می‌گفت خوردیم اصلاً دیگر به پرواز در آمدیم می‌گفت اصلاً یک طور عجیبی شدیم یک حال و هوای دیگری پیدا کردیم می‌گفت داد به دامادمان، نفر بعد گفت: اِشرب علی ولایة علی ابن ابی طالب آنهم خورد، به سوم، به چهارمی ‌گفت من میل ندارم! عجب! گفت من میل ندارم! گفت نمی‌خوری؟ گفت نه من سیرم! این که الآن از توان افتاده بود. آن شخص هم گفت نمی‌خواهی بسیار خب در را بست و خدا حافظ شما، آمد پایین. این شخص این آب را نخورد. چرا؟ این آب را باید کسی بخورد که ولایت داشته باشد کسی که ولایت ندارد از این آب به او نمی‌دهند حالا سید هم هستی باش معمّمی باش درس هم خواندی باش هر کاری هم کردی برای خودت کردی! اینجا حساب دارد هر چیزی اینجا حساب دارد کتاب دارد و بی حساب نمی‌دهند.

  • با محبت این راه را می‌توان رفت بدون محبّت انسان نمی‌تواند انجام بدهد. خب مطلب به‌اینجا که رسید دیگر خیال می‌کنیم دیگر امشب شب آخر باشد حالا علی کل حال تا ببینیم که فردا شب چیست. مسأله را به‌این ماه رمضان به همان جملة اول حضرت سجاد ما به پایان رساندیم ان شاء اللَه اگر مجالی بود و حیاتی بود و توفیقی بود و تقدیر الهی بر استمرار این مجالس پیدا کرد در سال آینده حالا ببینیم اگر زنده بودیم و راجع به حقیقت محبّت و تأثیرش و کیفیّتش و چگونگی محبت و اینکه اصلاً محبت چیست‌؟ و بعضی ها اصلاً محبت سرشان نمی‌شود هر چیزی را اسمش را محبت گذاشتند گر چه سر از هزار مسألة خلاف در بیاورد باز....! راجع به‌اینها ان شاء اللَه دیگر طلب رفقا.