ضرورت نیاز به استاد کامل در مسیر سیر وسلوک
9فلان موقعیت رئیس فلان سازمان شدن رئیس دانشگاه شدن رئیس فلان مؤسسه شدن رئیس فلان، آقا خدمت به مردم است خدمت به اسلام است خدمت به....! نه آقا نمیخواهد شما بشوید همان کار خودتان را انجام بدهید بهتر است تا این که انسان.....! یک تکان میخورد ها! این تکان برای چیست و این تکان از کجا آمد؟ حالا ما بگذریم از آنهایی که دیگر فریادشان به فلک میرسد و چهها نمیکنند! آنها نه! بالاخره خودمان ما حالا نسبت به....! این تکانی که میخوریم مال چیست؟ بخاطر این که دست گذاشته شده روی همان جایی که شیطان دارد از آن جا وارد میشود. دارد از همان جا وارد میشود. این در همان جا دست گذاشته شده، در همان نقطه. امیرالمومنین علیه السلام راجع به رسول خدا و این قضیه راجع به همۀ اساتید طریق است همۀ اولیای الهی، راجع به خود امیرالمومنین مگر نیست؟ حالا حضرت دارد راجع به پیامبر میگوید این از باب شکست نفسی خودش است تواضع خودش است امیرالمومنین خودش را در مقابل پیغمبر هیچ میداند. وصفی که راجع به پیغمبر میکند این است که میفرماید: دقیقا مرض را تشخیص میداد و داغ را بر همان موضع مرض قرار میداد. سابقا داغ میکردند دیگر. همان جا قرار میداد نه یک میل این طرف نه یک میل آن طرف، نه افراط نه تفریط.
ولیّ خدا این است مرض را تشخیص میدهد میگوید آقاجان من! آقاجان من! شما نمیخواهد درد اسلام را داشته باشی اسلام خودش ولیّ دارد ولیّش هم حیّ است ١٢٠٠ سال است حیّ است حیاتش هم نه با این قرص و دوا و شربت است، نه خودش میداند چکار کند و به چه نحو خودش را حیّ نگه دارد احتیاجی به دکتر و طبیب هم ندارد شما نمیخواهد درد خدا را داشته باشی نمیخواهد درد اسلام را....، نمیخواهد دل را برای اسلام بسوزانی. شما اگر راست میگویی باید این کار را انجام بدهی. شما میگویی من میخواهم تبلیغ کنم؟ بروم در دانشگاه تبلیغ کنم بروم در فلان مؤسسه تبلیغ کنم شاگردان داشته باشم؟ نه آقا! شما برای کی میخواهی تبلیغ کنی؟ برای خدا. به جای رفتن و این کار کردن این لباس را دربیاور لباس پیغمبر را بپوش و عمامه بر سر بگذار. یک مرتبه میبینیم هوارش رفت به عرش اعلی! ای وای مگر میشود؟ قشنگ درد را تشخیص میدهد. آقا درد تو این است بالا بروی پایین بیایی این است. هفتاد سال ذکر بگویی همینی هفتصد سال هم بگویی همین هستی از جایت هم تکان نمیخوری الا این که برگردی به آن چه که گفته شد عمل کنی.

