احکام قصاص و دیات
14جنایت خطائی ـ که در آن دیه بر عهدۀ خود شخصِ جانی نیست، بلکه باید عاقله بپردازد ـ آن جنایتی است که باید به حدّ موضحه رسیده باشد؛ یعنی استخوان نمایان شده باشد و بیشتر، مثل اینکه استخوان نمایان شده باشد، استخوان شکسته شده باشد، دست قطع شده باشد، پا قطع شده باشد، سر جدا شده باشد یا انسان کشته شده باشد و امثال اینها.1 امّا اگر جنایت از موضحه ضعیفتر باشد، مثلاً گوشت را پاره کرده است و یا اینکه پوست را دریده است، در این صورت دیه بر عهدۀ خود شخص جنایتکننده است؛ گرچه این جنایت خطائی است.
چهارم: شرط دیگر این است که این جنایتی که از شخص جنایتکننده سر زده است، به اقرار خودش ثابت نشده باشد؛ چون ممکن است در محکمۀ شرع بیاید و اقرار کند که چنین جنایتی خطائی از من صادر شده است و بنابراین باید تمام اقوام و عصبه و عاقله از عهدۀ غرامت و دیه بربیایند، و لعلَّ اینکه واقعیّتی هم نداشته باشد. پس باید به آن طرقی که در شرع مقرّر است ـ غیر از اقرار2 ـ در خارج اثبات شود و اقرار خود جانی در اینجا نافذ نیست.3
پنجم: شرط دیگر این است که خودِ شخصِ جانی بعد از آن جنایتی که از او واقع شده است، با مَجنیٌّعلیه یا ورثۀ او مصالحه به چیزی نکرده باشد. بنابراین اگر یک جنایت خطائی از جنایتکننده صادر شد و با مَجنیٌّعلیه یا ورثۀ او توافق کرد و به فلان مقدار صلح کردند، دیگر نباید عاقله دیه را بپردازند؛ بلکه باید خودش به همان مقداری که صلح شده است، دیه را بپردازد.4
ششم: شرط دیگر این است که این جنایت خطائی بر خودش واقع نشده باشد. پس اگر شخصی خطائاً کاردی زد و دست خود را برید، مثلاً قصّابی اشتباهاً دست خود را جدا کرد، این جنایت خطائی است، ولی چون بر خودش واقع شده است عاقله از عهدۀ غرامت و دیه بر نمیآیند.
- وسائل الشّیعة، ج ٢٩، ص ٣٩٦.
- اقرار جانی فقط بر علیه خودش نافذ است و خودش باید دیه را بپردازد؛ اما چیزی بر عهدۀ اقوام و عاقله نیست. (محقّق)
- وسائل الشّیعة، ج ٢٩، ص ٣٩٤ و ٣٩٨.
- وسائل الشّیعة، ج ٢٩، ص ٣٩٤.

