احکام قصاص و دیات
21همچنین باید به طرف مقابل کاملاً بفهماند که: خسارتی که واقع شده است اینقدر قیمت دارد و مثلاً چهار هزار تومانش سهم من است و از این مقدار بگذر! نهاینکه بگوید: «هرچه که واقع شده است اجمالاً بگذر!»
کما اینکه قبلاً صحبت کردیم، دیۀ کامل یک مرد مسلمان، هزار دینار طلا است. اگر در تصادفی یک قتل واقع شد، آن شخصی که قاتل بوده است، ولو در قتل خطائی، باید هزار دینار طلا که تقریباً در حدود سیصد هزار تومان است، دیه بپردازد. البتّه ذکر شد که در قتل خطائیِ محض، دیه را باید عاقله بپردازد، ولی اگر شبه عمد بوده است باید آن شخص از جیب خودش بپردازد؛ و در این تصادفهایی که واقع میشود، غالباً قتل شبه عمد است و دیه بر خود آن کسی که تصادف کرده است تعلّق میگیرد، نه به عاقله. حالا اگر این شخص بهواسطۀ این تصادف، قتلی واقع ساخت، باید به ورّاث آن شخص بفهماند که: «من در این تصادف به قیمت سیصد هزار تومان بدهکارم و ذمّۀ من مشغول است. اگر از من میگذرید، بگذرید، و الاّ به هر مقدار که تمایل دارید بگیرید؛ و اگر هم همۀ دیه را میخواهید، بر عهدۀ من است.» مثلاً نباید بگوید: «اگر امروز قتلی واقع شود ده هزارتومان میگیرند، یا بیست هزار تومان میگیرند، یا بیمه فلانقدر میدهد!» بلکه آن مقداری که در شرع معیّن شده است بر عهدۀ اوست و باید بدهد؛ و باید مسئله را کاملاً بفهماند، نهاینکه به او بگوید: «آقا من ده هزار تومان میدهم، از ما بگذر و رضایت بده!» او هم خوشحال میشود که ده هزار تومان به دستش آمده است و رضایت میدهد. این صحیح نیست و باطل است! باید بگوید: «آن مقداری که من در این تصادف مُجرم بودهام، هزار مثقال طلا است و ذمّۀ من مشغول شده است؛ از این مقدار که معادلش سیصد هزار تومان میشود، میگذری یا نه؟» اگر گفت: «گذشتم.» این گذشت، گذشتِ صحیح است.

