
احکام قصاص و دیات
اقسام جنایت: عمدی، شبه عمد و خطائی. احکام جنایت عمدی و شبه عمد. احکام جنایت خطائی و کیفیّت پرداخت دیۀ آن. مقدار دیۀ مرد و زن مسلمان. حرمت مؤکَّدِ سقط جنین و احکام آن. حرمت مثله و تشریح مسلمان و احکام آن. لزوم تعهّد به قوانینِ راهنمایی و رانندگی در صورت امضای حاکم شرع و عدم مخالفت با قوانین اسلام. کیفیّت پرداخت دیه در جنایات خطائی. شروط پرداخت دیه از طرف عاقله در جنایت خطائی. وجوب ضمان و جبران خسارت در تمام اقسام خسارتهای مالی. احکام اقسام مختلف تصادفات. معنای تاوان و حکم فقهی آن. احکام پرداخت خسارت در تصادفات وسایل نقلیّه. احکام کشتن و مجروح کردن حیوانات. استثنائات حرمت خرید و فروش سگ.
احکام قصاص و دیات
توضیحات:
اقسام جنایت: عمدی، شبه عمد و خطائی. احکام جنایت عمدی و شبه عمد. احکام جنایت خطائی و کیفیّت پرداخت دیۀ آن. مقدار دیۀ مرد و زن مسلمان. حرمت مؤکَّدِ سقط جنین و احکام آن. حرمت مثله و تشریح مسلمان و احکام آن. لزوم تعهّد به قوانینِ راهنمایی و رانندگی در صورت امضای حاکم شرع و عدم مخالفت با قوانین اسلام. کیفیّت پرداخت دیه در جنایات خطائی. شروط پرداخت دیه از طرف عاقله در جنایت خطائی. وجوب ضمان و جبران خسارت در تمام اقسام خسارتهای مالی. احکام اقسام مختلف تصادفات. معنای تاوان و حکم فقهی آن. احکام پرداخت خسارت در تصادفات وسایل نقلیّه. احکام کشتن و مجروح کردن حیوانات. استثنائات حرمت خرید و فروش سگ.
احکام قصاص و دیات
21همچنین باید به طرف مقابل کاملاً بفهماند که: خسارتی که واقع شده است اینقدر قیمت دارد و مثلاً چهار هزار تومانش سهم من است و از این مقدار بگذر! نهاینکه بگوید: «هرچه که واقع شده است اجمالاً بگذر!»
کما اینکه قبلاً صحبت کردیم، دیۀ کامل یک مرد مسلمان، هزار دینار طلا است. اگر در تصادفی یک قتل واقع شد، آن شخصی که قاتل بوده است، ولو در قتل خطائی، باید هزار دینار طلا که تقریباً در حدود سیصد هزار تومان است، دیه بپردازد. البتّه ذکر شد که در قتل خطائیِ محض، دیه را باید عاقله بپردازد، ولی اگر شبه عمد بوده است باید آن شخص از جیب خودش بپردازد؛ و در این تصادفهایی که واقع میشود، غالباً قتل شبه عمد است و دیه بر خود آن کسی که تصادف کرده است تعلّق میگیرد، نه به عاقله. حالا اگر این شخص بهواسطۀ این تصادف، قتلی واقع ساخت، باید به ورّاث آن شخص بفهماند که: «من در این تصادف به قیمت سیصد هزار تومان بدهکارم و ذمّۀ من مشغول است. اگر از من میگذرید، بگذرید، و الاّ به هر مقدار که تمایل دارید بگیرید؛ و اگر هم همۀ دیه را میخواهید، بر عهدۀ من است.» مثلاً نباید بگوید: «اگر امروز قتلی واقع شود ده هزارتومان میگیرند، یا بیست هزار تومان میگیرند، یا بیمه فلانقدر میدهد!» بلکه آن مقداری که در شرع معیّن شده است بر عهدۀ اوست و باید بدهد؛ و باید مسئله را کاملاً بفهماند، نهاینکه به او بگوید: «آقا من ده هزار تومان میدهم، از ما بگذر و رضایت بده!» او هم خوشحال میشود که ده هزار تومان به دستش آمده است و رضایت میدهد. این صحیح نیست و باطل است! باید بگوید: «آن مقداری که من در این تصادف مُجرم بودهام، هزار مثقال طلا است و ذمّۀ من مشغول شده است؛ از این مقدار که معادلش سیصد هزار تومان میشود، میگذری یا نه؟» اگر گفت: «گذشتم.» این گذشت، گذشتِ صحیح است.
