اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اختلاف مراتب شیعیان بر حسب مراتب معرفت آنها

14164
سال 1427
نسخه عربی

اختلاف مراتب شیعیان بر حسب مراتب معرفت آنها

8
  • آقا سید جمال گلپایگانی در معرفت ذات پروردگار و ولایت اگر در کنار شیخ انصاری بگذارند شیخ انصاری نمی‌فهمد مقامات ‌ایشان را‌، این است مسئله. چرا؟ چون در ‌این مسئله کم کار کرده، راه دیگری را می‌بایست همراه با او برود. بله! اواخر حیاتش موفق شد که قدمهایی در‌این مسیر بردارد. شبها می‌رفت به زیارت مرحوم سید علی شوشتری و روزها سید علی شوشتری می‌آمد در درس شیخ انصاری. شبها او شاگردی می‌کرد صبح‌ها ‌این استاد می‌آمد در درس، گرچه خود مرحوم سید علی شوشتری دریای موّاجی بود از علم که حتی بعد از شیخ انصاری هم شش ماه کرسی درس شیخ را مثل خود مرحوم شیخ انصاری اداره کرد بعد از شش ماه هم به رحمت خدا رفت، همین سید علی شوشتری. ولی کم کار کرده بیش از‌این می‌بایست کار کند.

  • مراتبی را که اما رضا علیه السلام دارند [بیان می‌فرمایند] ـ روایت از امام رضا است ـ که می‌فرماید شیعیان ما به مقدار مراتب معرفتشان به ما، به آنها مقام و درجه می‌دهند ‌این است مقصود. یعنی انسان معرفتی پیدا بکند نسبت به امام علیه السلام، حالا ما که نمی‌توانیم به آن جا برسیم توقع آن هم نیست فعلا، باید زحمت کشید ولی نباید انکار کرد نباید گفت نیست نباید اهل حق را ‌این طور غیرمنصفانه به انواع تُهَم متهم کرد! نه آقاجان!‌ این سفره‌ای که پهن شده تو هم بیا استفاده کن چرا خودت را محروم می‌کنی؟ هم باعث محرومیت خود و هم سادّ عن طریق اللَه نسبت به سایر افراد می‌شوی! اگر ما امام زمان علیه السلام را بشناسیم و بدانیم که ‌این حقیقت ولایت یک حقیقت زنده‌ای است که با تمام لحظات وجودی ما قرین و معیت دارد ‌آیا می‌توانیم در گفتارمان هر جور که می‌خواهیم دیگر صحبت کنیم؟ اگر ما امام علیه السلام را به‌این نحو بشناسیم که تمام لحظاتِ ما را زیر ذره بین و با دقیق‌ترین آلت و قدرت ممکنه زیر نظر دارد آن وقت هر کاری که مورد دلخواه‌مان باشد می‌توانیم انجام بدهیم؟ ما یک وقتی رفیقی که مثل خودمان است می‌آید در منزل ما، ما خودمان را جمع و جور می‌کنیم اگر دراز [کشیده باشیم] می‌نشینیم، در خانه داریم شعر می‌خوانیم تا می‌بینیم صدای یک نفر می‌آید فورا ساکت می‌شویم که آبرویمان نرود، ‌هان؟ ‌اینها مال چیست؟ رودربایستی است دیگر. چون یک احساس حضوری شده، تا حالا احساس حضور نبود اگر یکی هم پایین بود آدم هر کاری دلش می‌خواست می‌کرد می‌خواند شعر می‌خواند آواز می‌خواند تا ببیند یک صدایی آمد فوری ساکت می‌شود. اگر ما امام زمان علیه السلام را حقیقتی بدانیم که تمام وجود ما در تحت ارادۀ علمی‌او قرار گرفته، آن وقت می‌توانیم هر جور فکر کنیم؟ هر جور تخیل کنیم؟ هر جور نقشه بکشیم؟ هر جور فکری را در ذهن بیاوریم؟ هر کلامی‌را بگوییم؟ هر جا عصبانی بشویم؟ به هر کسی بخواهیم تهمت بزنیم؟ به هر کسی بخواهیم نسبت ناروا بدهیم؟ از هر قضیه‌ای بخواهیم بی اعتنا رد بشویم؟ مطالب را هر جا سرسری بگریم؟ نه آقا! حساب و کتابی می‌آید در کار دیگر، حساب و کتاب می‌آید در کار. ‌این جا است که باید افراد هر چه مسئولیت اجتماعی آنها بیشتر باشد متوجه‌ این قضیه باشند و به ‌این مسئله باید بیشتر توجه کنند که خدای نکرده کلام از میزان اعتدال خارج نشود که گناه و مسئولیت، بسیار بسیار سنگین‌تر است بسیار بسیار سنگین‌تر است.