جایگاه معرفت و محبت در وصول انسان به مقصود
12میگفتند زنبیل را گرفتند سیب زمینی و این چیزها را گرفتند همین که آمدند بروند یکی از این اصحاب آمد زنبیل را بگیرد، گفت بگذار حالا من میخواهم بیاورم، حضرت فرمودند نه! من له الغنم فعلیه الغنم1 کسی که یک چیزی میخواهد بخرد بالاخره خودش هم باید پای آن زحمت بکشد، میخواهیم ببریم خانۀ خودمان. گفت نه! نمیشود باید بدهی من ببرم. از او اصرار و از پیغمبر انکار که نه من...! گفت نه! نمیشود تا من این جای این را نگیرم نمیگذارم از این جا تکان بخوری! پیغمبر دیدند زورشان نمیرسد گفتند خب بیا بگیر! این گرفت و برداشت آورد صد متری دویست متری مگر چقدر آن موقع فاصله بین منزل....؟ صد متری آورد و گذاشت. همین که گذاشت رو کرد به پیغمبر گفت حالا باید به من عوض بدهی. دیگر پیغمبر گفت عجب کاری کردیم! این عجب آدمی است! نه به آن! نه به این، میگوید باید به من عوض بدهی! پیغمبر آمدند دست کردند در جیبشان گفت حالا دست در جیب نکن ما خلاصه از تو جیبی نمیخواست باید عوض بدهی! خلاصه پیغمبر گفتند چه میخواهی؟ گفت هر چه بگویم شما میدهی؟ گفت بله بگو دیگر! فعلا که تو دیگر آوردی مجبورم دیگر! گفت باید همنشینی خود را در بهشت به من بدهی! عجب! پیغمبر فرمودخیلی خب حالا که تو از ما این را خواستی اونها هم که دیگر دریای رحمت خدا هستند و.... بعد مرحوم آقا این را میخواستند به او بگویند که عیب ندارد ما گارانتی و تضمین را میدهیم ولی باید یک قدم را برداشت یک قدم را برداشت که اقلا آن بهانهای و وسیلهای بشود برای.... آنها هم به کرمشان همین یک قدم را قبول میکنند.
رفقا من به شما بگویم این قدر آن جا کرم هست این قدر آن جا رحمت است، قضیۀ دیشب مرحوم آقا را به شما گفتم، این قدر آن جا رحمت است که یکی از عرفا گفته بود خدایا از آن چه را که من میخواهم به من میدهی یا نه؟ اگر ندهی شمهای از رحمت تو را به این مردم میگویم که تا روز قیامت کسی عبادت تو را نکند! میدهی یا نه؟ خدا دید اوه اوه! الان میزند عالم را خراب میکند! گفت باشد باشد، باشه خلاصه کارش راه افتاد، مسئلۀ او راه افتاد. این قدر آن جا کرم است این قدر آن جا رحمت است که بهتر است من بیش از این نگویم والا من هم کار را خراب میکنم! ما هم چیزهای.... خودمان که نفهمیدیم چیزهایی است که شنیدیم از بزرگان این طرف و آن طرف. این یک شمۀ آن است. یک قدم برداری یک یا اللَه بگویی یک حرکتی بکنی آنها قبول میکنند، آنها سخت نمیگیرند. خب انشاءاللَه امیدواریم که، ما میخواستیم مشغول این فقره بشویم ولی خود حال ما هم امشب یک قدری چیز بود احتمال هم میدادم که محروم باشیم ولی گفتیم علی اللَه فیض رفاقت با رفقا را از دست ندهیم. انشاءاللَه تتمۀ مطالب برای جلسۀ بعد.
- این یک قاعدۀ فقهی است و من روایت خاصی نمیباشد.

