جایگاه معرفت و محبت در وصول انسان به مقصود
9یکی از همین افراد بود، بنده نشسته بودم در کنارش در مسجد گوهرشاد داشت نماز میخواند، فوت کرده. کتاب معادشناسی مرحوم آقا صحبتش بود، این نمیدانست که من دارم میشنوم. یکی از افراد از مریدانش آمد گفت آقا این کتاب معادشناسی آقای طهرانی چطور است؟ مطلبی ندارد آقا! مطلبی ندارد آقا! این مطالب همه جا هست مسئلهای ندارد! یعنی این ده جلد کتاب آقا مطلب ندارد احمق؟ تو حالا مجتهد هستی؟ تو عالم هستی؟ یعنی این ده جلد کتاب معادشناسی آقا روزنامه بوده ایشان نوشتند؟ چرند و پرند بوده؟ آن وقت اینها میشوند راهنمایان بر خلق! ای وای ای وای! هان؟ محاسن آراسته شانه کشیده عمامه مرتب بزرگ تا بخواهی! بیا و برو خوب اما این باطن را چه کسی میفهمد؟ البته میشود فهمید ها! همین افراد عادی اگر آن هم یک مقداری عقل در کلۀ او بود تا این حرف را میزد باید قضیه را گرفته باشد، مسئله را باید گرفته باشد. ولی همان طوری که چند شب پیش عرض کردم بعضی ها خودشان را به خواب میزنند خودشان را به خواب میزنند یعنی آدم...! تو تمام حرفهایی که زدی الان در آن دنیا دارند ازتو حساب و کتاب میکشند تمام مطالب را دارند حساب و کتاب میکشند مسئله بیخود نیست حساب دارد.
امشب یکی از رفقا آمده بود میگفت من رفتم سر قبر علامۀ طباطبایی، همین امشب رفتم زیارت کنم حضرت معصومه سلام اللَه علیها، گفت بعد رفتم سرقبر علامۀ طباطبایی، بچۀ او هم همراهش بود. میگفت شروع کردم به فاتحه خواندن، در این موقع آمدم قبر را ببوسم سرم را گذاشتم دیدم ایشان دارد با من صحبت میکند دارد تشکر میکند صحبت میکند حالم را دارد عوض میکند میگفت نگاه کردم به آن طرفها دیدم خبری نیست نگاه کردم به آن طرف دیدم خبری نیست، این است. این علامۀ طباطبایی است مسئله. جالب این جا است بچۀ او هم گفته بابا جان این قبر کیست؟ این یک چیز دیگر است! این که دیگر چیزی یادش نداده بودند از این حرفها یادش نداده بودند یا این هم شعبده و سحر و این چیزها بوده؟ گفت چرا این سنگ قبر با بقیه فرق میکند؟ گفت حالا هیچی تو فاتحه بخوان برای همه. شما خیال میکنید مسائل همین طوری سرسری است؟ سرسری؟ همه عالمند دیگر! همه خوبند! بله! ما میگوییم همه خوبند، انشاءاللَه هم همه مورد غفران و رحمت خدا هستند ولی خیلی فرق میکند بین آن بلریان و آن جوهر و گوهر یکتایی که انسان به واسطۀ مراقبت و اطاعت از اولیاء الهی به آن گوهر دسترسی پیدا کرده و بین فرض بکنید که حالا یک سنگی، یک سنگی که نمیگوییم حالا چیز بد، بالاخره بین درّ و عقیق اینها هم خوبند اینها که بد نیستند هر کسی مراتب خاص به خودش را دارد ولی هیچ وقت عقیق و درّ آن بلریان و زمرد نمیشود آن یک مسئلۀ دیگر است. ما نمیگوییم که اینها همه بدند نه! اینها همه خوبند همه مورد رحمت و غفرانند ولی این کجا و آن کجا؟ چه ربطی به هم دارند؟

