اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

معرفت و اهمیت تطبیق عمل برطبق آن

0
سال 1427

فقره: معرفتي يا مولاي دليل عليك و حبِّي لك شفيعي اليك و انا واثق.... 1 معرفت نسبت به امري بدون تطبيق عمل بر اساس آن معرفت و ترتيب اثر به مباني آن اعتقاد داراي نتيجه و اثر نمي‌باشد. 2 توضيحي در ارتباط با اوامر ارشادي و مولوي. 3 چگونه انسان بايد دستورات پروردگار متعال را در خود محقق كند و جايگاه او در قبال اين امور چه مي‌باشد. 4 ذكر حكايتي در ارتباط با مناظره و بحث شيخ محمد جواد مغينه با يكي از علماي وهابيّت. 5 توضيحي در ارتباط با فرمايش اميرالمؤمنين عليه السلام: اگر اقانيم سبعه را به من بدهند در قبال اينكه يك دانه گندمي را از دهان مورچه‌اي برگيرم اين كار را نخواهم كرد. 6 تفسير آيه شريفه:( يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ) .

معرفت و اهمیت تطبیق عمل برطبق آن

3
  • حالا در این آیة شریفه كه می‌فرماید اطیعوا اللَه و اطیعوا الرسول و اولی الامر منكم، خدای متعال می‌فرماید كه ای مردم باید اطاعت از خدا كنید نه از غیر خدا. در تمام امور زندگی خود خدا را باید در نظر داشته باشید نیایید خدا را با غیر خدا قاطی كنید. وقتی كه یك امری از ناحیۀ پیغمبر یا خدا می‌آید بنشینید راجع به او فكر كنید و تأمل كنید بالا و پایین كنید خب حالا من چه جوری این را انجام بدهم؟ چه قسمی‌انجام بدهم كه به كسی برنخورد؟ چه جوری این را انجام بدهم كه دل فلانی كه در این قضیه ارتباط دارد نشكند؟ هان؟ وقتی كه یك امری از ناحیة خدا می‌آید دیگر روی آن فكر نكنید بگذارید همان طوری بیاید و جاری بشود، بیایید روی آن فكر كنید خرابش كردید. آن صفای آن امر را از بین بردید آن لطافت و ظرافت و روحانیت و رَوحِ انتساب به پروردگارش را خراب كردید گرچه بعدا هم انجام بدهید همان طوری كه مورد نظر و رضای پروردگار است ولی دیگر فایدۀ آن كم است نه این كه بی فایده است ها! آن لطافت اول را دیگر ندارد.

  • سالك خوب است وقتی كه یك مطلبی به او می‌گویند دیگر روی مطلب فكر نكند بالا و پایین نكند كم و زیاد نكند حالا این را بگویم...، خب در بعضی موارد هست مسئله هیچ ارتباطی به انسان هم ندارد خب انسان در آن قضایا خیلی با رشادت و با جرأت حركت می‌كند و می‌گوید و هنر هم نكرده چون قضیه به او مربوط نیست. می‌گویند آقا برو فلان مطلب را به فلان كس بگو حالا این نه ربطی دارد نه هیچ ارتباطی دارد می‌رود می‌گوید هنر نكرده یك كار عادی انجام داده. یك وقتی یك مطلبی را به او می‌گویند كه خودش و مسائل مربوط به خودش هم با این قضیه گره خورده، آن جا مرد اونی ست كه فكر نكند، می‌گویند برو راه می‌افتد همچین معطل نشود استارت را بزند و [برود.] بایستد! چه جوری بگویم؟ یك قسمی‌بگویم! حالا خودم بگویم؟ به دیگری بگویم؟