جایگاه نماز در مکتب اولیاء الهی
10حالا این معرفت من، امام سجاد می فرماید، اینکه من می خواهم خدمت شما عرض کنم به خاطر فقرة بعدی است ها، این معرفت آن معرفتی است که امام می فرماید: و أنا واثق من دلیلی بدلالتک، من اطمینان خاطر دارم این راهنما مرا به تو هدایت خواهد کرد، کدام یک از این دو تا؟ کدام یک از این دو شقّ مسأله؟ آن را که آن آقا می گوید و آن را که مردم انجام می دهند و عوام با آن سر و کار دارند یا آنکه شخصیتی مثل امیرالمؤمنین علیه السلام وقتی که می گوید اللَه اکبر صیحه ای می زند و به روی زمین می افتد که ابودرداء می گوید رفتم و دیدم علی افتاده و مانند چوبِ خشک شده است، آمدم دوان دوان در خانه و در را کوبیدم، فاطمه بیرون آمد و گفتم بشتاب که علی از دنیا رفته! گفت چطور؟ قضایا را شرح دادم. گفت این کار هر شب علی است! اختصاص به این شب ندارد این معرفت، این شناخت ، این ادراک دیگر انسان وثوق دارد انسان را به مقصد می رساند ، مطلب تمام ، ولی در آن ادراک ، آن هم وثوق دارد؟ هر لحظه برایش شک پیدا می شود، چرا اینجور شد؟ چرا آنجور شد؟ چرا امروز این طور شد و چرا امروز این از ما رو برگرداند و چرا این امروز در درس ما حاضر نشد و چرا آن شخص به ما سلام نکرد و چرا اوضاع بر وفق مراد نمی گردد؟ چرا و چرا و چرا و چرا؟ تمام زندگی چرا، برای چی؟ برای اینکه آن معرفتی که نسبت به وجود خودش و عالم وجود و حقیقت هستی دارد معرفت، معرفت کودکانه است، معرفت، معرفت احساسی است، معرفت، معرفت تخیّلی است، معرفت، معرفت معلولی و متأثر از مسببات و کثرات است نه معرفت علّی و متأثر از اسباب و علل کلیّه، آن معرفت، معرفتی است که همیشه با شک همراه است ، دیگر سبب کلّی را مؤثّر اصلی نمی داند و مدام در حال اضطراب است، این را ببینم و این را ببینم ، دم این را ببینم و دم آن را ببینم، این را بزنم و این را بگیرم و برای این تله و دام بیندازم، چرا؟

