جایگاه نماز در مکتب اولیاء الهی
4حالا این معنا عرض شد که امام علیه السلام میفرماید: معرفت من به سوی تو راهنمای من به سمت توست و مرا به سمت تو هدایت می کند، خب این هدایت به سمت تو آیا برای تحصیل رضای تو و وفود در حرم تو کفایت می کند یا نه؟ اینکه من به سمت تو معرفت دارم، دلیل دارم، دلیل من مرا به تو می کشاند و از غیر تو می گریزاند، دلیل من عبارت است از کیفیت ادراک من نسبت به اسماء و صفات تو که راجع به این مسأله خدمت رفقا عرایضی عرض شد که آن معرفتی که امام سجاد علیه السلام میفرماید مرا به تو می رساند، آن معرفت معرفت ظاهری عادی افراد عوام نیست، منظور از افراد عوام نه افرادی که اهل علم نیستند حتی اهل علمی که خبر از این مطالب ندارند ، آن اهل علمی که می آید و می گوید ما را با شناخت پروردگار و عرفان الهی و معرفت اسماء و صفات چه کار؟! زیرا عبد که نباید در مقام معرفتِ مولایش باشد بلکه باید در مقام عبودیتش باشد، خب معلوم است که معرفت او به خدا مثل معرفت همان پیرزنی است که دست از آن چرخة گردنده برداشت و گفت همان طور که این چرخه احتیاج به دست گردنده دارد این آسمان و زمین هم احتیاج به دست غیب دارد، تمام شد. حالا اگر از آن پیرزن سؤال کنند که خب این پروردگار دارای چه اسمی است؟ و دارای چه قدرتی است و علم او چگونه است؟ آیا علم او علم اکتسابی است یا علم حضوری؟ آیا نحوة قدرت او قدرت خارج از وجود است یا اینکه تصرّف در مراتب... ؟ می گوید این حرفها چیست؟ و چه می گویید شما؟! این مسائل چیست که می گویید؟ بنابراین ادراک آن پیرزن از صانع اول و خدای متعال مثل ادراک یک بنّایی است که بنایی را می سازد نه بیشتر و بر اساس همان مقدار از ادراک، در نمازش توجه دارد. بر اساس همان میزان، در روزهاش نیت دارد، بر اساس همان ادراک، حجّی که انجام می دهد در همان مرتبه است ولی آیا آن مرتبۀ حج او با مرتبۀ حجی که امام علیه السلام می کند یکی است؟ به یک اندازه است؟ امام هم به همین مقدار می فهمد؟! چقدر خوب مرحوم شیخ محمود شبستری می فرماید:

