جایگاه نماز در مکتب اولیاء الهی
7این زوال تا می آید یک مرتبه میبیند دعوت پروردگار آمد، مقام اتحاد نزدیک شد، تا به حال در کثرات بودیم ، با این حرف بزن و با آن حرف بزن گرچه حرف زدن رسول خدا بفهمی نفهمی یک کمی با ما فرق می کند، حرف زدن او کجا؟ از مقام طهارت و عصمت و انس و هر چه بگویی، مگر در زبان می آید؟ انسان چنان اهلش باشد، بیاید کنار رسول خدا بنشیند و برخیزد کارش تمام است! یک لحظه و یک ثانیه فقط ، نه به پیغمبر سلام کند و نه جواب بشنود، متوجه شدید! فقط بیاید چشمش به پیغمبر بیفتد تمام است کارش، دیگر بقیه اش را باید خودش برود و کار تمام است. آن وقت این پیغمبر می آید حرف می زند ، داستان و پند و اندرز میکند و نصحیت می گوید افراد را ، [آنها] هم پایشان را دراز می کنند و انگار نه انگار ، آمده قصه گو قصه های هزار و یک شب را انگار دارد تعریف می کند ، این رسول خدا این معرفتی که دارد اقتضاء می کند که بگوید ارحنی یا بلال، مگر مثل آقای فلان است که بگوید آقا! انسان چه اشکالی دارد به دنبال این علوم هم نرود و عبد باید اطاعتش را بکند؟ بله! عبد باید اطاعت کند ولی کدام اطاعت؟ اطاعتی که تو می کنی در نمازت و ذهنت به شرق و غرب عالم سفر می کند تا آن عبدی که تیر از پایش در می آورند یکی است؟ تمام دنیا را در نمازت سیر می کنی تمام درسی را که باید فردا بگویی در ذهنت مرور می کنی ، تمام اشکال و جوابها را بررسی می کنی ، تمام داد و ستد ها را در نمازت حل و فصل می کنی و بعد می گویی السلام علیکم ورحمة اللَه وبرکاته! این نماز از این سقف عبور نمی کند! اینها مسائلی است که هم باعث ضلالت و هم باعث گمراهی دیگران خواهد شد، اینها مطالبی است که دل اولیای خدا از این مسائل خون بود.

