جایگاه نماز در مکتب اولیاء الهی
8اینها جلوی راه و حرکت افراد را میگیرد. یک دفعه شما در تمام مدت پنجاه سال درس و تدریست گفتی بیاییم راهی برویم که نه تنها تیر از پایمان در بیاوند! یک سوزن در پایمان زدند ما نفهمیم! یک دفعه این حرف را زدی؟ حالا آن تیر درآوردن بماند، آن را نخواستیم! این مال خود علی و اولاد علی. یک سوزن به تو زدند نفهمی! همین قدر یک خاطره در ذهنت نیاید حالا سوزن که هیچ! یک نماز بخوانی از اول که می گویی اللَه اکبر تا وقتی می گویی السلام علیکم و رحمة اللَه یک خاطره از خواطر روزمره در ذهنت نیاید، شما در تمام این پنجاه سال این حرف را به مردم زدی؟ یا اینکه فقط گفتی وقتی می گویی السلام علیکم ورحمة اللَه! عینت باید خوب باشد و ح باید خوب باشد و صاد ضادت باید خوب باشد و مواظب باشی وقتی از رکوع بلند می شود کاملا مستقیم باشی و سرت سیخ و پایت میخ! بعد بروی به سجده، بله! آن دین راه به جایی می برد و این دین راه به جای دیگر. آن دین می آید و تیر را از پا در می آورند نمی فهمد و انگشتر در نماز می دهد، آیه می آید در شأنش، آیه می آید.
خدا حساب رس است ، عرض کردم خدمتتان واخلص العمل فان الناقد بصیر ٌ بصیر1 عملت را خالص کن ، ناظر مو را از ماست بیرون می کشد ، مته به خشخاش می گذارد و تمام خصوصیات نفس را یک به یک می آورد آنچنان در مقابل انسان قرار میدهد که باعث بهت و حیرت انسان می شود، بصیرٌ بصیر رسول خدا وقتی که می خواهد نماز بخواند یک مرتبه می بیند دعوت حق برای اتحاد عبد و معبود در اینجا آمده، دعوت کرده است بیا مندّک شو! بیا یکی شود و بیا به مقام اتحاد برس الان موقع ظهر است از کثرت بیا بیرون، آنچه که باعث دوئیت بین من و تو شده است کثراتی بود که تا به حال به آن گرفتار بودی ، با این حرف می زدی و با این صحبت می کردی و این کار را انجام می دادی الان دیگر من میخواهم به تو لطف کنم ، می خواهم تو را مورد عنایت و مرحمت خودم قرار بدهم، چه کار کنم؟ تو را به خودم ضمیمه کنم ، این می شود مقام نماز.
- مطلع افوار، ج ٤، ص ٤٥٥.

