
مراتب فیض امام علیه السلام نسبت به افراد
1 – كيفيت معرفت افراد نسبت به پروردگار. 2 – بيان خصوصيات و اسرار حج در كلام حضرت آيه اللَه سيد محمد محسن طهراني. 3 انسان در نماز نبايد به غير از خداوند توجه داشته باشد حتي نسبت به مسأله دفع خطورات. 4 – بيان كيفيت ارتباط و احاطه و اشراف امام عليه السلام نسبت به عالم وجود. 5 – بيان مراتب فيض امام عليه السلام نسبت به افراد. 6 – فيض امام عليه السلام به افراد فيض و رزق علمي است و فيض روحي و تجرّد و تقرّب است.
مراتب فیض امام علیه السلام نسبت به افراد
توضیحات:
1 – كيفيت معرفت افراد نسبت به پروردگار. 2 – بيان خصوصيات و اسرار حج در كلام حضرت آيه اللَه سيد محمد محسن طهراني. 3 انسان در نماز نبايد به غير از خداوند توجه داشته باشد حتي نسبت به مسأله دفع خطورات. 4 – بيان كيفيت ارتباط و احاطه و اشراف امام عليه السلام نسبت به عالم وجود. 5 – بيان مراتب فيض امام عليه السلام نسبت به افراد. 6 – فيض امام عليه السلام به افراد فيض و رزق علمي است و فيض روحي و تجرّد و تقرّب است.
مراتب فیض امام علیه السلام نسبت به افراد
9ما در آن سفر حجّی که با مرحوم آقا بودیم، افراد مختلفی بودند، من در آن موقع سنم حدود هفده سال بود ، افراد مختلفی بودند ، از رفقای سلوکی ظاهری کسی نبود ، هیچ کس نبود ، یک عده مسجدی بودند و بعضی ها هم مربوط به بعضی هیئات بودند و افراد مختلفی در آنجا بودند ، تمام افرادی که در آنجا بودند بالاتفاق تحت تأثیر اعمال و رفتار مرحوم آقا قرار گرفته بودند. همۀ شان. چه آنهایی که در مسجد بودند و چه آنهایی که در هیئات بودند ، با خیلی ها ارتباط داشتند و با خیلی ها حشر و نشر داشتند و مشخص بود که در آخر آن ایام، در آن ایام آخر و تمامی حج، اینها خلاصه یک مسائلی را بر حسب افکار و افهام خودشان فهمیده بودند که اینجا یک خبری هست خلاصه ، آنها افراد عادی هم نبودند و با همه حشر و نشر داشتند و مراجع را به هیئت هایشان دعوت می کردند و مراجع به هیئت هایشان می رفتند چه در نماز جماعت شرکت می کردند و چه در منبرهایشان منبر می رفتند ، به ما میگفتند دیگر، در همان موقع . وقتی که برگشتند آمدند سراغ مرحوم آقا ، آقا شما بیایید در آن هیئت ما، در آن جای ما عهده دار چیزی شوید ، مرحوم آقا قبول نکردند و آخر مرحوم آقا گفتند آقا جان! شما برای چه ما را می خواهید؟ گفتند به خاطر اینکه شما بیاید و مسؤلیت [آنجا را به عهده بگیرید.] گفتند من هر چه بگویم گوش می دهید؟ گفتند بله ، گفتند فلان کار را اول بکنید ، همه جا زدند، چرا؟ شما که می دانید این آقا با بقیه فرق می کند چرا عقب می کشید؟ مگر انسان نباید همیشه حق را بپذیرد و جلو برود و راه بهتر را انتخاب کند؟ مگر آیۀ قرآن را نمی خوانید؟ و بشرّ عباد الذین یستمعون القول و یتبعون احسنه، پس چرا قبول نکردید؟ یکی از همان ها خیلی اتفاقا ما از او خوشمان آمد و با هم گرم بودیم و آنجا هم خیلی با ما شوخی می کرد. یک روز در منا بود من گرما زده شدم و حالم تغییر کرد و احتمالاتی هم می رفت، همان جا که نشسته بودیم و من در حال خودم نبودم، آقا هم نشسته بودند و یک عده رفقا، یک کاسه و پارچ آب خنک بود این گفتش که باید این آب را به سرش بریزیم و برداشت تمام این را روی سر ما ریخت و همان شد یعنی دستش شفا بود و چه بود حال ما عوض شد و تغییر کرد ، خیلی هم به ما محبت داشت و... ما را خیس کرد البته از احرام بیرون آمده بودیم، در منا و هوا هم خیلی گرم بود.
