لزوم یادگیرى علم فلسفه و حكمت براى ادراك حقائق دین
14انسان باید یک چیزی پیش کش ببرد برای شخص بزرگی که رفته نزد او که آن شخص او را قبول کند. ما با شناختی که نسبت به تو داشتیم تا دم این در آمدیم حالا چطور وارد این خانه شویم؟ خدایا ما تو را شناختیم نه به این شناخت بقیه، آن به درد عمهشان میخورد! نه! آن شناختی که حداقلّ اقلّ اقل چیزی است که می تواند در سایة کلام امام سجاد ما را به سمت تو بکشاند، ما صد هزار سال هم نمی توانیم بفهمیم امام سجاد چه فرموده ، نه! آن حداقلّش که تفاوت می کند با بقیه ، آن حدّ اقلش را تو توفیق دادی و توفیق تو بوده ، فهم و شعور و استعداد را که داد و شرایط را چه کسی به وجود آورد؟ اگر ما در شرایطی غیر از اینجا بودیم این حرفها به گوش ما می خورد؟ چرا جای دیگر و مجالس دیگر و تفریحات و شب نشینی ها نرفتیم؟ چرا گذرمان به اینجا افتاد؟ چرا گذرمان به این مطالب و مکتب افتاد و چرا گذرمان به این مسائلی که متوجه شدیم خبری پشت این مسائل هست افتاد؟ این توفیق را که داد و وسائل را چه کسی فراهم کرد و راه را چه کسی برای ما هموار کرد و مشکلات را چه کسی برداشت و موانع را چه کسی از سر راه ما برداشت و ما را آورد آورد تا یک مقداری از مطالب، در خور فهممان ما فرا گرفتیم؟ اینها از که بود؟ اینها از طرف خدا بوده ، بنده از طرف خودم می گویم از طرف اوست بقیه هم مختارند! می توانند بگویند نه! از طرف خودمان است هیچ مشکلی نیست ولی ضرر می کنید ، انشاللَه در شب های دیگر می گوییم که بهتر است همه را از خودمان رد کنیم و چیزی برای خودمان نگذاریم و چیزی هم اگر بگذاریم به همان مقدار ضرر کردیم، نه به همان مقدار ضرر کردیم، یک ذره بگذاریم ضرر عظیمی کردیم ، نه اینکه یک ذره بگذاریم یک ذره ضرر کردیم، نه رفقاء! اگر یک ذره برای خود بگذاریم کلّی ضرر کردیم و اینجا تناسبش معکوس است. گرچه توفیق هم همه از تو بوده و اینها همه از تو بوده است، حالا ما معرفت پیدا کردیم آمدیم آمدیم تا به این در رسیدیم، هیچ دلیلی نیست که در را به روی ما باز کنند ، ما رسیدیم و فهمیدیم که منزل اینجاست و صاحب خانه اینجاست و صاحب خانه این اوصاف و خصوصیات و اسماء و خوبی ها را دارد ، اینها را فهمیدیم ، می گوید فهمیدید که فهمیدید من چه کار کنم؟ چه چیزی را باید پیشکش بیاوریم تا با آن پیشکش ما را وارد خانه کنند؟

