اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حب انسان به خدا شفیع او نسبت به خدا

14631
سال 1427
نسخه عربی

حب انسان به خدا شفیع او نسبت به خدا

12
  • در جایی که مرحوم آقا می فرمودند آقا روی مبل بنشینی حالت روحانیتت تا اینکه روی زمین بنشینی فرق می کند، این دیگر دست ما نیست، می گویی فرق نمی کند؟ خب بیایید جلویش را بگیرید، می توانید؟ زور دارید و قدرت دارید جلویش را بگیرید؟ ما که نمی توانیم. می گویند این لباس را نپوشید و این لباس لباسی است کوتاه و لباس اهل ذلت است و انسان باید لباسش مرتب و منظم باشد ، حالا انسان می‌خواهد خود را با بقیه جدا کند و تافتة جدا بافته کند و بیاید به یک نحوی درآید ، این چیست؟ اینها همه کلاه سر رفتن است، کلاه سرمان می رود، همه اش کلاه سرمان می رود، کارهایی را که ما انجام می دهیم آیا کارهایی است که واقعا در آن قربت است؟ آن نمازی که بلند می شویم می خوانیم، در موقع نماز چه حالی داریم؟ آیا با سنگینی نماز می خوانیم؟ خدا می گوید بایست ، تمام شد. با سنگینی خواندی؟ یعنی اگر به تو نمی گفتم بهتر بود ، حالا که گفتی خدایا می خوانم ، نخوانم پدرم را در می آوری این را می‌دانیم ولی من نماز می خوانم تا اینکه پدرم را در نیاوری، خدا می گوید بایست! این نماز برای عمه ات خوب است! و خاله جانت!

  • نمازی که به درد من می خورد نمازی است که از روی محبت باشد، از روی محبّت باشد، از روی علاقه باشد، تا حالا به این مطالب فکر کردید؟

  • موقع نماز که مؤذن می گوید اشهد ان لا اله الا اللَه همان موقع برای ما چه حالی پیدا می شود؟ به آن فکر کردیم؟ می گوییم ای داد بی داد! حالا صبر می کردی نیم ساعت دیگر می‌گفتی و قدری تأمل می کردی! حالا باید بلند شویم برویم نماز بخوانیم، فلانی چند لحظه صبر کن ما نماز بخوانیم بیاییم، نروی ها! این فکرمان نیست؟ بیننا و بین اللَه خودمان رفقا بیاییم راست بگوییم، از خودم گرفته تا همه، بالاخره ان شاء‌ اللَه امیدواریم که خدا عیب هایمان را برطرف کند، عیب داریم و شوخی هم نداریم، بالاخره ما عبد با عیبیم و عبد معیبیم، امیدواریم که خدا اینها را برطرف کند و برطرف هم می کند، اگر انسان قصد قربت داشته باشد پس خدا برای چه آمده است؟ ائمه برای چه آمدند؟ برای اینکه بیایند نقایص را برطرف کنند، و الا آن شخص گفت که: یا علی! اگر آن رحمتت را نیاوری همان سلمانی هم که پیشت بود باید آخر صف بایستد، همان روز قیامت. مگر تو بیایی و رحمت کنی و بزرگواری کنی ، امیرالمؤمنین هم بزرگ است و کارش همین است، ولی اینکه من می خواهم خدمت رفقا بگویم و در شب های بعد اگر خدا توفیق بدهد، این است که ما چه حسابی روی کارمان بکنیم؟ ما چه جور نسبت به کارمان فکر کنیم؟ آیا کارمان را به حساب بیاوریم یانه؟ این مسأله است.