اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حب انسان به خدا شفیع او نسبت به خدا

14631
سال 1427
نسخه عربی

حب انسان به خدا شفیع او نسبت به خدا

16
  • رفتیم آنجا که حرم امام حسین پُر باشد ، رفتیم آنجا که این دشمنان بدانند که ما خلاصه آمدیم در اینجا و هوا را داریم! می رویم در آنجا که امام حسین خیال نکند که یار ندارد در روز عاشورا می گفت هل من ناصر ینصرنی ، بندۀ‌ خدا تو از ناخنت نمی توانی بگذری آمدی اینجا ندای هل من ناصر را پاسخ بدهی ، تو از یک خراش در دستت نمی توانی بگذری، تو کمترین گذشت راجع به شخصیتت نمی توانی پیدا کنی ، آن وقت آمدی به ندای مظلومیت امام حسین جواب بدهی؟ تو صبح تا شب جلوی تمام مطالب حق می ایستی حالا آمدی کربلا زیارت کنی؟ امام حسین اینجوری بود؟ مکتب امام حسین اینطوری بوده؟ یا در روز عاشورا تمام افرادی که آمدند به جنگش، همه را محکوم کرد؟ چقدر ما تا به حال پا در مکتب امام حسین گذاشتیم و نسبت به مطالب حقّی که در مقابل ما قرار گرفته سر تعظیم فرود آوردیم؟‌ چقدر؟ چقدر در آن مواردی که مسائل شخصیتی ما و منافع شخصی ما بوده است گرچه بر علیه ما بود مطلب، و لکن حق را پذیرفتیم و اعلام کردیم؟ چقدر؟ چقدر نسبت به هدفی که امام حسین داشت که احقاق حق بود و اماتۀ ظلم بود، ما نسبت به این مسأله مایه گذاشتیم؟ حالا هی برویم زیارت امام حسین! دو دفعه رفتی؟ حالا بیست دفعۀ دیگر هم برو، گفت خر رفتیم و گاو برگشتیم، بیست دفعه رفتی دویست دفعه دیگر برو ، بالاخره بیابان دیدی و کوه دیدی و گردش کردی.

  • امام حسین می گوید بنشین در خانه ات سر جایت، می خواهی دنبال من باشی، نمی گویم نیا به زیارت ما، نه! ولی اگر می آیی خودت را به دنبال من و متابعت من قرار بده بعد بیا زیارت، خودت را در آن هدف جا بده بعد بیا زیارت ، نه اینکه پاشو بیا زیارت که در آن هدف جا بگیری ، نه! خبری نیست. آن موقع خبری نیست. خدایا می رویم عمره که ما را از موحدین کنی! خدا می گوید نه جانم! پنج زار بده آش به همین خیال باش ، یکدفعه عمره رفتی صد دفعۀ دیگر هم بروی ولا یزید من اللَه الا بُعدا! فقط از من دور می شوی ، چرا؟ چون به جای اینکه تو به نقطة‌اصلی بزنی زدی به بیراهه ، می خواهی مرا در گردش آسمان ها و زمین بیابی ، بنشین در خانه‌ات نیم ساعت فکر کن از آمدن هزار تا عمره (پولت را هم نده و به فقرا بده و برای چه می دهی، اطعام کن و رفع حوائج کن ، به جای این رفتن نیم ساعت فکر کن، به خودت فکر کن و به کارهای خودت و به نیت هایی که در ذهنت دارد می گذرد و به گرایش هایی که نفست به این و آن دارد از آمدن و طواف کردن و زیارت پیغمبر مهمتر است، زیارت پیامبر دردی را دوا نمی کند اگر دوا می کرد آنکه می رفت در مسجد النبی و صبح و ظهر و شب نماز اقامه می کند باید اول فانی و باقی باللَه شده باشد، ده مرتبه هم بعد از فنا باید پشتک زده باشد، دارید می بینید دیگر، نشسته در مسجد النبی دارد صحبت می کند برای مردم، روایت دروغ می خواند، دارد جلوی چشم ما روایت را جعل می کند و دروغ می گوید. حالا تو بیا در مسجد النبی جلوی خود پیغمبر هم بنشین و حرف بزن، پس معلوم می شود جای پیغمبر ایستادن هنر نیست و روی منبر پیغمبر نشستن فایده ندارد، جای پای پیغمبر نماز خواندن فایده ندارد، کنار پیغمبر دفن شدن فایده ندارد، هیچ فایده ندارد، آنچه که فایده دارد این است که انسان نیّتش را نیّت پیغمبر قرار بدهد گرچه در جای پای او نباشد، گرچه بر بالای منبر او نباشد، آن مهم است.