حب انسان به خدا شفیع او نسبت به خدا
2أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
و صلَّی اللَه عَلَی سیّدنا و نبیّنا أبیالقاسم مُحَمّدٍ
و علی آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَی أعدائِهِم أجمَعینَ
معرفتی یا مولای دلیلی علیک و حبّی لک شفیعی الیک و أنا واثق من دلیلی بدلالتک و ساکن من شفیعی الی شفاعتک.
معرفت من به تو ای مولای من، دلیل و راهنمای من بر توست و محبت من به تو، شفیع من به سوی توست و من وثوق دارم که این دلیل در دلالتش مرا به مقصود می رساند و اطمینان خاطر دارم که این شفیع در شفاعتش مرا به تو وصل و متصل می کند.
شب گذشته خدمت رفقا عرض شد که معرفت که دلالت دارد به سمت پروردگار، این معرفت باید به پروردگار باشد، معرفت به خدا با معرفت به آثار و حتّی نسبت به تکالیف متفاوت است، این معرفت باید معرفت به خدا باشد و صفات او و اسماء او، تا بتواند دلالت کند. بنابراین اگر کسی فرض کنید معرفت به مسائل دنیوی داشته باشد علوم دنیوی داشته باشد ، علومی که منشأ حدوث آنها روابط مادّه است؛ مثل علم تجارت و اقتصاد، این چه ارتباطی با خدا دارد؟ فرض کنید معامله را باید اینطور انجام داد تا سود بیشتری برد ، این چه ربطی به خدا دارد؟ یا فرض کنید در علم زراعت؛ تخم را در زمین چطور باید کاشت و چه جور باید آب دارد و چه موادی باید خاک داشته باشد و آهن و فسفر و کلسیم و منیزیم خاک چقدر باید باشد چه مقدار نور لازم است؟ نور کم یا زیاد؟ بعضی گیاهان در نور زیاد از بین می روند و بعضی احتیاج به نور دارند و این حرفة زراعت هم برای خودش یک بابی است ولی این نتیجه اش این است که گیاه بهتر در می آید و میوه اش بیشتر و درشت تر است ، این به خدا چه ربطی دارد؟ این آثار خداست ، زراعت که ما را به تو نمی رساند ، بله! همینقدر برای ما در این حد مفید است که ما به یک اسرار و خواصّی پی می بریم. به عظمت پروردگار نسبت به کیفیت خلق آشنا می شویم، در این شکّی نیست. ولی حالا ما پی بردیم که این خدا ، خدای بزرگی است، دیگر تمام شد و مطلبی با خدا نداریم ، تو خیلی بزرگی و عظیمی و منشأ همة هستی هستی ، دست غیبی تو در همة موجودات در حال تأثیر و تصویب است، اینها را ما فهمیدیم ، تازه فهمیدیم چه خدای بزرگی داریم ، باز هم دممان گرم نسبت به خیلی ها که می گویند هر چه هست این خاک است و ماده است و کار و اینها ، باز هم ما مقداری جلو هستیم و مثل آنها انکار همه چیز را نمی کنیم ، ولی خب در همین حد مطلب می ماند، بیاییم بالاتر و از این علوم هم رد بشویم برسیم به علوم و فنون دینی و شریعت.

