پرهیز از حالت توقع وطلبكاربودن درقبال پروردگار
10مرحوم آقای میلانی ـ از ایشان نقل کرده بودند مرحوم پدر ما ـ که می فرمودند من در مسائل مهمی که برایم پیش می آمد و متحیّر می شدم که چه کار کنم؟ با حاج شیخ هادی ابهری مشورت می کردم ، یک مرجع تقلید! آقا سید [محمد] هادی میلانی ، مرد بزرگ ، مرحوم آقای میلانی کسی بود که مرحوم آقا می گفتند: بعد از آسید عبدالهادی شیرازی من فردی را برای مرجعیت معین نکردم غیر از آسید محمد هادی میلانی، مردی بود اهل دل، اهل معنا، متهجّد، خلاصه با بقیه فرق داشت و عالم بود. علمش نسبت به مسائل خوب بود و درکش نسبت به فقه درک خوبی بود، در اواخر عمر هم که مرحوم آقا می گفتند که رفتم دیدنش می گفتند من در ایشان حال انقطاع می دیدم ، خدا رحمتش کند.
شما ببینید یک مرجع تقلید می گوید من در مسائل مهم به حاجی می گفتم حاجی راجع به این قضیه، می گفت این کار را بکن. می گویم از کجا فهمیدی؟ می گوید قلبم آن طرف را می زند، و ایشان هم عمل می کرد، مرحوم آقای میلانی یک آدم عادی نبود، یک آدم عادی نبود که بگوییم آقا به چه دلیل و به چه حساب و فلان و این که نشد کار و یکی بیاید چیزی بگوید ، معلوم بود خودش اهل معنا و فهم بود به آن معنایی که تو نیستی او هم علمش از تو بیشتر بود که داری ایراد می گیری هم تقوایش بیشتر ازتو بود لذا رجوع به این شخص ، رجوع به شخصی است با استمداد از غیب، این حال ، حال استمداد از غیب بود و قلبه یظهر کما یظهر المصباح.
لذا در بسیاری از مسائل گذشته وقتی که ما می خواستیم افراد را بشناسیم ما کوچک بودیم و فضول هم بودیم، می خواستیم در قضایا سرک بکشیم و بعد هم گذاشتیم کنار این حرفها را... می رفتیم سراغ حاج هادی می گفتیم او چطور است؟ می گفت ولش کن او به درد نمی خورد بعضی ها را هم یک مقدار بیشتر توضیح می خواستیم یک چیزهایی می گفت که از اسرار مگوست! آخرش به ما می گفت چرا اینقدر سراغ این و آن می خواهی بروی؟ تو یه پدر داری که آن پدرت در دنیا نظیر ندارد، توجه کردید! بعد خود ما همین حرف را هم از آقای حداد شنیدیم که آقای حداد حسابش اصلا لا یدرک و لا یوصف بود، این حاج هادی ابهری و قلبه یظهر ... امام صادق اینطور می فرماید و اینطور راه را به ما نشان می دهد.

