اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اهمیت تفقه در دین و فراگیری علم حکمت و تفسیر و عرفان

16036
سال 1427
نسخه عربی

اهمیت تفقه در دین و فراگیری علم حکمت و تفسیر و عرفان

13
  • گفتند: راهش این است که بگوییم خدایا ما نه پول خرج کردیم و نه زحمت کشیدیم و نه از زن و بچه جدا شدیم ، بر ما منّت گذاشتی، ببینید این را می‌گویند یک عارف، تو بر ما منت گذاشتی که ما را اینجا آوردی، جایی که اولیای خودت را اینجا می آوری جایی که ائمة خودت را اینجا آوردی، جایی که پیامبران را در اینجا آوردی، بزرگان را ، تو بر ما منت گذاشتی و ما را در اینجا آوردی بدون اینکه سر سوزنی در ما قابلیت باشد برای ورود به این حرم. بنابراین ما فقیریم و بدبختیم و بیچاره ایم، تو بر ما منّت داری و عنایت کردی و تو بر ما لطف کردی و تو بر ما بخشیدی ، من پولم کجا بود؟ پول را تو دادی مگر من از کیسۀ ‌خاله ام آوردم؟ تا تو آن مشتری را نیاوری در مغازۀ من، آن مشتری که می تواند برود از مغازة‌ بعدی بخرد...، تا تو توان ندی که من نمی توانستم اینجا بیایم، باید به خدا بگوییم ما هیچ کار را نکردیم و فقیریم ، این را که به خدا بگوییم نه فقط در ذهن بگذرانیم، باور کنیم ، بباورانیم به خود، واقعا احساس کنیم یعنی بنشینیم و فکر کنیم، یک مقداری فکر کنیم و خودمان را گول نزنیم، همان حسابی را که خدا می خواهد روز قیامت از ما برسد خودمان زودتر از خودمان برسیم، مگر خدا روز قیامت نمی خواهد حساب برسد؟ تو می گویی من این کارها را کردم می گوید بفرما ، البته ما نمی توانیم مثل خدا حساب برسیم ولی یک مقدار که می توانیم، سی درصد بیاییم همان حساب را خودمان برسیم، خودمان چه پولها خرج کردیم که اصلا به حساب نمی آوریم؟ خودمان چه جاهایی رفتیم که حالا به حساب نمی آوریم و خودمان چه زحماتی در کارهای بیخود کشیدیم که از عمرمان حساب نمی کنیم؟ خودمان چه مطالبی را بر خود تحمل کردیم که الان آنها را در نظر نمی آوریم اما همین که بلند شدیم آمدیم آنجا خدایا! بلند شدیم هزار کیلومتر راه آمدیم مگر به همین راحتی است که خلاص شویم و برگردیم؟ تا نامۀ بهشت و سند شش دانگ حوض کوثر و هشت طبقۀ بهشت و جنت الذات را، همه شش دانگ را به اسم ما نکنی پایمان را از مکه بیرون نمی گذاریم! خدا می گوید خیلی خب حالا که اینجا بنگاهی داری برای ما حساب می کنی ما هم با تو بنگاهی عمل می کنیم آنوقت است که آدم باید الفرار! بگذارد از صحرای محشر فرار کند، داری با من بنگاهی عمل می کنی؟ بنگاهی می آیی جلو؟ ما هم بلدیم. آن دو ملکی که بر شانه هایت هستند صدا کن بیایند تو این پرونده را بکش بیرون و تو آن پرونده را ، پروندۀ سمت راست که بسته است! فقط پروندۀ چپ را باز کن! شروع می کنند پروندۀ‌ چپ را باز کردن یکی دو تا و سه تا و ... می گوییم خدایا ممنون! بس است. آن را که روز قیامت می خواهند حساب پس بگیرند آن مقدار که می توانیم از خودمان حساب پس بگیریم.