اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اهمیت تفقه در دین و فراگیری علم حکمت و تفسیر و عرفان

16036
سال 1427
نسخه عربی

اهمیت تفقه در دین و فراگیری علم حکمت و تفسیر و عرفان

17
  • لذا امام سجاد علیه السلام می فرماید من عمل ندارم، کدام عمل را بیاورم عرضه بدارم و آن عمل را شفیع قرار بدهم؟ خدایا به واسطة این عملم مرا مورد شفاعت قرار بده! این را می گویند عارف ، امام سجاد را می گویند عارف، مناجات عارفین امام سجاد را نخواندید؟ حتما بخوانید، رفقا! در مناجات خمسة عشر اسراری است که کم درادعیة ائمه است، مخصوصاً مناجات مریدین و تائبین و عارفین و محبین! حضرت می گوید من عمل ندارم. امیرالمؤمنین علیه السلام وقتی تشریف می آورند در مدائن بالای قبر سلمان وقتی دفن می کنند با انگشتشان روی زمین این حروف و کلمات را نقش بندند همین دو خط شعرهایی که می بینید روی بعضی سنگ قبرها نوشته اند مربوط به زمان امیرالمؤمنین است وفدت علی الکریم بغیر زاد من الحسنات والقلب السلیم و حمل الزاد اقبح کل شی اذا کان الوفود علی الکریم من وارد شدم بر شخص بزرگ بدون زاد و توشه ، عمل و بدون قلب سالم و سلیم، من وارد بر فرد بزرگی شدم ولی باکی از این مسأله ندارم ، نگران این بدون توشگی و بدون زاد نیستم ، چرا؟ چون او کریم است، به او نگاه می کنم، حمل زاد و توشه، بدترین و زشت ترین کاری است که یک نفر می تواند انجام بدهد ، اگر بر یک فرد بزرگ وارد شود. یکی برود مهمانی یک فرد بزرگ غذایش را با خود ببرد ، این بالاترین سب و دشنام نیست؟ می گوید مگر در خانۀ ما غذا پیدا نمی شود که تو غذا آوردی؟ مخصوصا در بین عربها که این را خیلی زشت می دانند و اهانتی است که ممکن است موجب مسائلی بشود ، به خود ما برنمی خورد که ما شخصی را دعوت کنیم او غذایش را با خود بیاورد؟ چه اینکه آن فرد پروردگار باشد، امیرالمؤمنین می گوید ما وارد بر خدا شدیم، دنیا را پشت سر گذاشتیم ، ملائکه آمدند ما را به سمت خدا آوردند وفود دادند و وارد کردند و آن وقت ما به خدا بگوییم که خدایا ما با خود زاد و توشه آوردیم و با خودمان اعمال را آوردیم که به تو عرضه بداریم! این زشت و قبیح نیست؟‌این کلامی که امیرالمؤمنین علیه السلام در اینجا روی قبر سلمان [می‌نویسند]، از سلمان بالاتر چه کسی را سراغ داریم ، اینکه حضرت روی قبر سلمان این مطالب را می فرماید چون خود سلمان چنین حالی داشت اما اگر حضرت بالای قبر ما بیاید این خط را نمی نویسد چیز دیگری می نویسد، می‌گوید با یک توشه از انانیت و شخصیت و فرعونیت و کثرت و فرو رفتن در تخیلات و توهمات ما آمدیم در اینجا، یک کشتی هم نمی تواند این توشة ما را حمل کند، او سلمان بود که امیرالمؤمنین روی قبرش این را نوشت چون خودش در حالش بدون توشه رفت ، سلمان که می رفت توشه نداشت، زاد نداشت، امیرالمؤمنین هم نگاه به حال سلمان می کند و این دو خط شعر را می نویسد، این می شود مکتب اهل بیت ، این می شود مبانی این مکتب. مکتب امیرالمؤمنین و امام سجاد علیه السلام و امام صادق این است. عمل خودت را خلاصه به حساب نیاور ، انسان بخواهد روی عمل خودش حساب کند.