اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اهمیت تفقه در دین و فراگیری علم حکمت و تفسیر و عرفان

16036
سال 1427
نسخه عربی

اهمیت تفقه در دین و فراگیری علم حکمت و تفسیر و عرفان

18
  • خیلی عجیب است، خیلی این مسأله عجیب است و این مطلب را خودش انسان در نظر بگیرد اگر بخواهد یک نفر را درمنزلش استخدام کند، مقصود او از این استخدام چیست؟ مقصودش این است که این فرد ، فرد مطیعی باشد و امین باشد و صادق باشد و به آنچه که می گوید عمل کند و تخطی نکند ، حالا اگر این فردی را که استخدام می کند بگوید آقا می دانی چه کسی را استخدام کردی؟ می گوید یکی را استخدام کردی هزار جا دعوتش کردند نرفته! برای تو را قبول کرده! می گویی ای بابا این هنوز نیامده دارد برای ما خط و نشان می کشد. می دانی چه کسی را استخدام کردی؟ فلان مدرک را از فلان جا دارد! این یک شخصی است که فلان شخصیت را دارد و در بین افراد به این معروف است! می گویی آقا بلند شو برو همان جا که آن مدرک را از آن جا گرفتی و رفقایت آن جور بودند ، ما می خواستیم یکی را بیاوریم که به او امر کنیم خبر نداشتیم که یک آمر آوردیم و ما شدیم مأمور ، حالا یک نفر می آید ادب دارد، می داند چطور حرف بزند، می گوییم آقا شما که هستید؟ می گوید من هر چه شما بگویید اطاعت می کنم و غیر از کلام شما کلامی را گوش نمی دهم ، می گوییم عجب! این چه قدر آدم بافهم و مؤدبی است. تا این حرف را می زند محبت او در دل انسان قرار می گیرد ، اولی نه ، برفرض که اولی چنین چیزهایی را هم داشت نه اینکه دروغ بگوید ولی صحبت در این است که وقتی انسان در چنین موقعیتی قرار می گیرد چطور باید فکر کند؟ شما که می خواهید بروید زیارت امام رضا هیچ می گویید که یابن رسول اللَه هیچ می دانی چه کسی دارد زیارت امین اللَه می خواند؟ شما می‌دانید یا بنده بگویم؟ بنده یک کسی هستم که صد و پنجاه کیلومتر راه آمدم و دست از زن و بچه برداشتم و چنین شخصی هستم و چنین آدمی هستم و چنین وضعیتی دارم...! حضرت می گوید بلند شو برو بگذار هوا مقداری تمیز تر باشد . یا اینکه آدم می رود در مقابل ضریح می ایستد و سرش را می‌اندازد پایین و خود را در مقابل امام صفر واقعاً می بیند. نه دروغ! واقعاً خجالت آور نیست آدم علم خودش را درمقابل امام به حساب بیاورد؟ این واقعاً خجالت ندارد؟ آدم شخصیت خودش را بخواهد در مقابل شخصیت امام حساب کند، واقعا خجالت نمی کشد؟ امام رضا به ریش ما می خندد می گوید نگاه کن! روزگار به کجا رسیده این آشغال کله آمده جلوی ما دارد امین اللَه می خواند علمش را به رخ ما می کشد و شخصیتش را به رخ ما می کشد و پول و موقعیتش را به رخ ما می کشد، ها؟ نمی خندد؟ حالا ما واقعا چطور برویم به زیارت امام و چطور برویم به پیشگاه خدا و چطور در مقابل خدا بایستیم؟ چطور وقتی که نماز می خوانیم خودمان را عرضه بداریم؟