اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

لزوم به حساب نیاوردن اعمال نیک در قبال خداوند متعال

14345
سال 1427
نسخه عربی

لزوم به حساب نیاوردن اعمال نیک در قبال خداوند متعال

11
  • الان دیگر نباید بگوییم آقا خوب صحبت می کند الان باید بگوییم از آنجا چه مطالبی دارد می آید چون همین آقا که الان خوب صحبت می کند فردا ممکن است یک مشت شرّ و ور بگوید ، آقا همان آقاست فرقی نکرده. آن موقع اراده بر این تعلق گرفته این مطالب بیاید و فردا نه ، فردا کار می‌افتد دست خودمان! ای ددم وای! الان آن قسم می آید، باید شخص عارف باید شخص فهیم و مؤمن اصل را ببیند، این نزول اسم تکلّم در این قالب باید به اصلش برگردد شما که الان دارید این مطالب را گوش می دهید و فکر می کنید و متوجه می شوید الان شما مظهریت اسم سمیع را دارید وهو السمیع العلیم، سمیع یعنی کسی که می شنود ، البته دقیق تر از معنای شنیدن است یعنی درک و قبول و باور ، آن معنای سمیع است، سمیع با مستمع دو تاست یعنی آن کسی که مطلب را با جانش و با قلبش می پذیرد، می گویند بشنو! یعنی قبول کن و باور کن و بپذیر، این معنای سمیع است. هو السمیع آن کسی است که همۀ حقایق عالم وجود را ادراک می کند، ادراک سمعی، یعنی در قلب و ضمیر او همۀ‌ آثار وجود برگشت داده می شود. وقتی که از آنجا نزول پیدا می کند در برگشتش به قلب او همۀ مطالب لا یشذّ عن حیطته مثقال ذرة از حیطۀ وجودی او یک مثقال ذره خارج نیست و لا یخفی علی اللَه خافیه هیچ چیزی نمی تواند از خدا مخفی بماند ، شما که الان مظهریت اسم سمیع را دارید من نباید بگویم بَه بَه چه افرادی آمدند اینجا، دارند مطالب ما را گوش می دهند و خوششان می آید! تا بگویم خدا می گوید چه شد؟ تو که این حرفها را برای بقیه می زدی چرا خودت اینجا...؟ تو که بیل زنی چرا باغچۀ خودت را بیل نمی‌زنی؟ حالا افراد که دارند این مسائل را می شنوند داری مسألۀ کثرت را پیش می کشی و مسألۀ انتساب به خود را پیش می کشی! من هم باید حواسم جمع باشد هر دو باید حواسمان جمع باشد، هم شما که دارید به من توجه می کنید از این جزئیت باید آن کلّیت را در نظر بگیرید تا بتوانید بهتر استفاده کنید و هم من باید از این جزئیت آن کلّیت را در نظر بگیرم و اگر در نظر بگیرم مطالب خیلی فرق می کند. وقتی که دارم حرف می زنم آن وقت اگر کسی هم چرت بزند ناراحت نمی شوم ، وقتی دارم صحبت می کنم اگر کسی یک جور دیگر برداشت کرد دیگر من ناراحت نمی شوم چرا؟ چون من این جزئی را به او ربط دادم و به کثرت کار ندارد قضیه ، وقتی من دارم صحبت می کنم اگر جمعیت کم و زیاد شد و یک روز صد نفر آمدند و یک روز پنجاه نفر، دیگر ناراحت نمی شوم. چرا؟ چون خدا می خواسته آن روز پنجاه تا صورت جزئیه در خارج ظهور پیدا کند به من چه ربطی دارد؟ فردا شب هفتاد نفر و پس فردا هفتصد نفر! اصلا چه ربطی به ما دارد؟ ما باید صحبتمان را بکنیم و آنچه را که به نظرمان می آید بگوییم، چه هفتاد نفر چه هفتصد نفر، مگر از کیسۀ ‌من خرج می شود؟ کم بشود و زیاد بشود.