لزوم به حساب نیاوردن اعمال نیک در قبال خداوند متعال
13الان مردم این طورند ، علت این دعواها و شب نشینی ها در دنیا، پادشاهان، رؤسای جمهور ها و به هم چشم غره می روند و نامه پراکنی می کنند و این به آن فلان می کند و این به آن فحش می دهد! اینها همه به خاطر این است که جایشان را عوضی گرفتند و وجود خود را وجود مستقل بالذات فرض کردند، نه مستقل بالغیر! به جای خدا نشستند! وقتی حضرت ظهور می کند همۀ این وجود ها از بین می رود می شود وجود ربطی. دیگر در وجود ربطی که دیگر این احساسی نسبت به او ندارد و این که دیگر برتری به او ندارد. فیل و مورچه یکی هستند در وجود ربطی . تفاوتی ندارند، هر دو یکی هستند، او به این قسم ظهور پیدا کرده و این به آن قسم. امام علیه السلام که می آید وجودها همه می شود وجود ربطی. لذا بخواهید نخواهید دنیا می شود بهشت، یعنی امام زمان هم نخواهد دنیا می شود بهشت. وقتی افکار اینطور برگردد وقتی با عنایت حضرت تغییر اساسی در مدرکات ما پیدا بشود، همان طوری که حضرت باقر علیه السلام می فرماید خدا دست او را می گذارد روی سر مردم و عقل آنها کامل می شود معنایش همین است، یعنی آن حیثیت وجودی انسان در زمان امام زمان علیه السلام جایگاه خودش را می یابد. موقعیت خودش را در آن موقع احساس می کند. وقتی که اینطور شد دیگر چه توقعی است؟ همۀ مردم از حکومت اصلا فرار می کنند، نه مثل حالا. امام زمان یکی یکی باید بفرستد درِ خانه ها بکشدشان بیرون، بابا بیایید مانده ، یابن رسول اللَه بگذار ما اینجا باشیم! یک جارویی دستمان است، حضرت می گوید برو آنجا، کار و زندگی داریم ، اینجوری حضرت می فرستد دنبال افراد، به زور حضرت اینها را می فرستد این طرف و آن طرف، کی دیگر میخواهد برود دنبال حکومت؟ همچنین آش دهانسوزی دیگر نخواهد بود ، آش دهانسوز الان است که دهان را تا ته می سوزاند، ولی در زمان امام زمان علیه السلام اصلا آش دهانسوزی نیست. ابداً. تنها مسأله ای که در ذهن انسان است این است که دست ولایت بالای سرش باشد، فقط همین ، تنها مطلبی که در ضمیر همه می گردد، البته خب مراتب دارد و شدت و اینها دارد ، اولیاء و عرفا به نحو دیگر ، این است که دست حضرت روی سرشان باشد و دیگر چیزی غیر از این وجود ندارد.

