لزوم به حساب نیاوردن اعمال نیک در قبال خداوند متعال
14بنابراین، این اعمالی را که ما انجام می دهیم همۀ این اعمال جنبۀ کثرتی دارد در این دیدگاه و در این وضعیت جنبۀ کثرتی دارد تا این فکر و مشاعر و این ادراکات هست ما نماز را از خود می دانیم و روزه و حج را از خود می دانیم انفاق را از خود می دانیم ، ما از جیب خود خرج کردیم، ها! حواستان جمع باشد! من دادم او نداد! تا این افکار هست این مسائل هست، ولی آن چیزی که جنبۀ کثرتی ندارد و در اختیار انسان نیست آن مسألۀ محبت است. در مسألۀ محبت کثرت معنا ندارد، انسان یک نفر را دوست داشته باشد ، دوست قلبیها، آیا می تواند آن شخص ایراد بگیردکه چرا مرا دوست داری؟ نه! چرا؟ چون محبت کثرت بر نمی دارد. آیا انسان اگر یک نفر را دوست داشته باشد آن شخص ناراحت می شود و بدش می آید؟ بدون اینکه به او پیله کند، بعضیها محبت دارند پدر آدم را درمیآورند! نه! به آدم محبت دارد بدون اینکه پیله کند و تلفن کند، یکی ساعت دوازده و نیم شب زمستان، پارسال، به ما تلفن کرده آقا دلم برایتان تنگ شده، مخدرهای بود، می خواستم سلامی خدمت شما عرض کنم، گفتم خیلی ممنون، و متشکر! ولی امیدوارم دیگر اینجوری دلتان برای ما تنگ نشود ها! ساعت ٥/١٢ دلتنگی مسألهاش یک جور دیگر است! آخر ساعت دوازده و نیم تلفن می کنند که آقا می خواستیم سلام خدمت شما عرض کنیم؟ انسان خوب است وقتی که محبت دارد محبتش توأم با تدبر و تعقل و تحمل باشد، رسول خدا صلی اللَه علیه و آله و سلم فرمودند : وقتی که به یکی محبت دارید اظهار کنید، راجع به هیچ چیز دیگر نفرمودند. فرمودند انفاق می کنید دست چپتان از راستتان خبر نداشته باشد نماز می خواهید بخوانید سعی کنید در آن ریا نباشد حج می خواهید انجام دهید سر و صدا و فلان و بیا و برو و گوسفند کشتن و...! بعضی ها می روند با این قصاب چیز می کنند و گوسفندهای قصاب را می آورند سر هر چهار راه یکی یکی و بعد هم او می رود آویزان می کند در مغازه اش فلان حاجی هشت تا گوسفند کشته ، تابلو زدن؛ مقدم آقای فلان و خانم فلان را از مدینۀ منوره و بیت وحی گرامی می داریم ، اینها همه در بازار ابوسفیان و شهرهای مکه می گشتند کجا مقدم فلان و اینها را ... اینها همه بازی است ، آدم که به مکه می رود سر و صدا ندارد ، بله! قبلش باید تودیع داشته باشد و بعد هم باید ولیمه بدهد و سنت است ولی این سر و صداها و پلاکارد زدن ها ، مثل مجالس عزا.

