اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

استدراج و بسته شدن روزنه های قلب

0
سال 1428

فقره: ادعوك يا سيدي بلسان قد اَخرسَه ذنبه ربِّ اُناجيك بقلبٍ قد اوبقه جرمُه 1 توضيحي در ارتباط با اين فقره شريفه از كلام امام سجاد عليه السلام: ربِّ اُناجيك بقلب قد اَوبقه جرمُه. 2 ذكر حكايتي در ارتباط با شفا يافتن چشم فردي با توسّل به امام رضا عليه السَّلام. 3 توضيحي در ارتباط با دجّال و گمراه شدن افراد بواسطۀ او. 4 قلب و دل انسان در اثر ابتعاد از مسير حق و توحيد و توغّل در عالم دنيا و كثرات مبتلا به سنّت استدراج مي‌شود. 5 تأكيد بزرگان و اولياء الهي بر مواظبت و مراقبت افراد نسبت به مصاحب و افرادي كه با آنها در ارتباط هستند. 6 لزوم همنشيني و مصاحبت افراد با اولياء الهي و مؤمنين و پرهيز از حشر و نشر كردن با اهل دنيا. 7 ذكر حكايتي در ارتباط با تأثير شگرف عملكرد و خصوصيات اولياء الهي در تغيير بینش و عملكرد افراد. 8 علت عدم تمايل برخي از افراد نسبت به مطالب اولياء الهي و موضع‌گيري در قبال آن چه مي‌باشد. 9 چگونگي تأثير و غلبه امور اعتباري و احساسات بر مردم. 10 لزوم پرهيز از خوردن غذاهاي صنعتي و غذاهاي بيرون از منزل. 11 بيان برخي از دستورات اولياء الهي به طبخ غذا و كيفيت تناول آن. 12 تأثير تكويني غذاها در ايجاد نورانيت و يا كدورت در افراد.

استدراج و بسته شدن روزنه های قلب

9
  • این مال چیست؟ مال این است که آن قلبی که در آن قلب به واسطه‌ی جنبه‌ی ربطیش با مبدأ، فقط جایگاه ورود انوار بود آن قلب به واسطه‌ی کدورتی که پیدا کرده است و روزنه‌هایی را که داشته، بر خود بسته است الان شده محل ورود شیاطین و جنود ابالسه و تمایلش به جنبه‌ی مخالف است میلش به جنبه‌ی مخالف است لذتی را که می‌برد در ارتباط با آن‌ها می‌برد علاقه‌ای که دارد به آن‌ها دارد حزبی را که می‌خواهد انتخاب کند آن حزب را انتخاب می‌کند افرادی که همنشین هستند همه آن قسم هستند با آن‌هایی می‌پرد که در آن حال و هوا هستند با آن‌هایی خوش و بش می‌کند که در آن نحوه هستند در دنیا و کثرات و قرطی بازی و شهوت و فلان و این چیزها، دنیا. با آن‌هایی همنشین می‌شود که آن‌ها او را دعوت به دنیا و شهوات و اهواء و ریاسات و این‌ها می‌کنند، هان! دعوت به آن‌ها می‌کند.

  • یک وقت ما رفته بودیم در یک جا، صحبت بود چند نفری نشسته بودند و افراد مختلفی بودند صحبت از مسائل سیاسی و فلان و این چیزها شد، همین مسائل، همین چیزهای عادی، فلان. یک مدتی گذشت و بعد کم کم ما دیدیم که خب خیلی .....، صبحت را گرفتیم برگرداندیم و اصلا از آن جهت بیرون آمدیم و رفتیم در یک فاز دیگر و در جهت دیگر، آن‌هایی که با این مسئله با این‌که جلسه ده‌ پانزده نفری بود با این مطالب خیلی سر و کار نداشتند، یکدفعه دیدیم کم کم حوصله آن‌ها سر رفت، دوباره، بعضی‌ها که نه! آن‌ها همچنین خیلی بدشان نمی‌آمد ما دیدیم دارند گوش می‌دهند، بعضی هم می‌گویند خب حالا ببینیم این آقا چه می‌گوید، مثلا بینابین، حالا بعضی خوششان می‌آمد بعضی هم بینابین بعضی هم حوصله آن‌ها سر رفت و هی دوباره تمایل به این‌که مطلب برگردد و در آن جنبه صحبت ادامه پیدا کند.