احساس نیاز در سالک به هنگام عبادت ودعا
10ولی باید ما بدانیم که در مکتب اهل بیت و مکتب عرفان و مکتب اولیاء الهی، انسان را به سرحدی از معرفت میرسانند که شخص در جواب آن کس که میگوید ارتباط شما با امام زمان چگونه است؟ میگوید همانطوری که من نسبت به خانوادهی خودم الان احاطه دارم او هم نسبت به من، اینطور احاطه دارد. ما را به اینجا میرسانند به این نقطه میرسانند ما را به این نحوه میرساند، آن وقت دیگر افتراق معنا ندارد اختلاف دیگر معنا ندارد فرقی دیگر وجود ندارد فرقی دیگر نیست فرقی دیگر نیست چرا فرق نیست؟ چون منبع برای خبر، منبع، منبع واحد است منشأ خبر و ادراک واحد است دیگر دوتا نیست دیگر قاطی نیست منشأ برای فراگیری واحد شده. آن معدنی که گوهر از آن بیرون میآید معدن، معدن واحد است آن حقیقت ذاتی که منبع تجلی صفات و اسماء در عالم تعین و خارج است آن منبع میشود منبع واحد که همان نفس ولایت است دیگر تفاوت ندارد دیگر تفاوت ندارد فرق نمیکند.
منتهی از باب ادب خب این اولیاء الهی برای اینکه خیلی مسئله یک وقتی خلط نشود و خدای نکرده افراد عوام دچار اشتباه نشوند مقام و موقعیت امام علیه السلام را به نحوی حفظ میکردند و از بروز و ظهوراتی که آنها دارای آن بروزات و ظهورات بود آنها استنکاف میکردند آن خب یک مطلب دیگری است. فقط همین است و الا امر آنها امر امام است نهی آنها نهی امام است صحبت ایشان صحبت امام است از امام میگیرد و افاضه میکند از خودش چیزی ندارد از خودش مطلب ندارد همهی درد ما این است که ما از خود داریم ما از خود میبینیم، خود میبینیم لذا افراد را به سمت خود دعوت میکنیم، آن هم از خودش میبیند افراد را به سمت خودش، این هم از خودش میبینید افراد را به سمت خود ....، جنگ شروع میشود! این درصدد حذف او برمیآید آن درصدد حذف این برمیآید آن شروع میکند نقاط ضعف او را انتشار دادن آن شروع میکند نقاط خفیهی او را برملا ساختن و اگر هم نقاطی پیدا نکرد، دیگر مسائل دیگر و تهمت و از این طرف و آن طرف، دیگر بازارش گرم و خیلی پر روغن خواهد بود! برای چه؟ برای این خودی. این حقیقت و این مسئله مطلبی است که امام علیه السلام ما را به این مطلب و به این نکته راهنمایی میکند.

