احساس نیاز در سالک به هنگام عبادت ودعا
11امام علیه السلام میفرماید خدایا چارهای نیست از اینکه ما به سمت تو بیاییم، در فقرات قبلی عرض شد که حضرت فرمودند که ما اگر اینجا نیاییم کجا برویم؟ ما اگر این در نیاییم چه دری را بزنیم؟ عرض شد در فقرات گذشته، در جلسات گذشته که امام علیه السلام تنها نقطهی برای رجوع را و تنها نقطهی برای اتکا را در این دنیا، فقط خدا میداند و بس. ما جلسه داریم رفقا با هم ارتباط دارند گرم هستند صمیمی هستند همهی اینها به جای خودش محفوظ ولی نقطهی اتکا اینجا [نباید] باشد اگر اینجا باشد کفر است شرک است. اینجا و این ارتباط را انسان باید محلی برای انس و الفت و همنشینی و جذب و صحبت و گرما و صمیمیت قرار بدهد مجلس ذکر را باید محلی برای اینگونه مسائل قرار بدهد. اتکا باید کجا باشد؟ توجه باید کجا باشد؟ آی اگر یک شب مجلس نباشد دیگر آسمان به زمین میآید! نخیر! هیچ هم نمیآید دو شب اگر مجلس نباشد نگاه کنید ببینید آسمان یک سانت نزدیک میشود؟ متر کنید! نه! همهی کرات به جای خودشان دارند میگردند زمین هم دارد برای خودش میگردد اتفاقی هم نمیافتد، امن امان، هیچ مطلبی اتفاق نمیافتد. چند شب محرومیم همه چیز دیگر به هم خورد، دیگر نه خدایی وجود دارد و نه امامی! نه این حرفها نیست، این حرفها نیست.
یک وقتی یک قضیه افتاق افتاد خیلی برای من جالب بود، گفتم که خب دیگر این هم یکی از ..... یک شخصی تصور میکرد حالا که این قضیه اتفاق افتاده است، دیگر همهی این اوضاع و این عالم و همهی آن چرا که در عالم ذهنش بافته بود همهی آنها از بین خواهد رفت، یک شخصی فوت کرده بود به رحمت خدا رفته بود، بعد یک وقتی من از او صحبتی شنیدیم خودم شخصا که او گفت تصور من و ما بر این بود که این قضیه که اتفاق افتاده است، دیگر اصلا عالم کن فیکون خواهد شد! اینجا و همه چیز و آنجا و فلان و خاورمیانه و شاید دیگر کرهی زمین و فلان، دیگر همه چیز دیگر، دیدیم نه! یک روز گذشت عبارت خودش بود بنده خدا میگفت روز اول گذشت دیدیم گذشت خورشید به موقع طلوع کرد به موقع هم غروب کرد این یک روز را قِصِر در رفتیم بسیار خوب ببینیم فردا چه میشود؟ فردا هم دیدیم سر وقت خورشید طلوع کرد من دارم میگویم او نگفت اینطوری فردا هم دیدیم گذشت و عبارت او این بود که نوزده روز گذشته است از این قضیه که اتفاق افتاده است. یعنی چه این حرفها؟ یعنی چه؟ یعنی ما تمام نظام عالم را بسته به وجود افراد میدانیم! اگر یک کسی زنده باشد این کرهی زمین میگردد اگر نه از دنیا برود به این سمت میگردد به سمت مغرب میگردد نه آقا! نه کرهی زمین گردشش در ارادهی بنده و امثال بنده است و نه گردش ماه و افلاک و ستارگان و مدبرات امر، هیچ کدام آنها در اختیار بنده نیست، هیچ! و تمام اینها تخیلاتی است که هر چه بر ما گذشته است بر تخیلات ما اضافه شده است نه اینکه کم شده! اضافه شده.

