احساس نیاز در سالک به هنگام عبادت ودعا
12تخیل یعنی چه؟ یعنی آن چیزی که انسان را از حقیقت دور میکند از واقع دور میکند. من در همان ایام ..... و خیال نکنید که حالا این یک قضیهای است که .....، نه در رفقای ما هم یک همچنین مسئلهای بوده است بدون رودروایسی بگویم، در رفقای ما هم یک همچنین تخیلاتی بوده است یک همچنین تصوراتی بوده است یک همچنین توهماتی بوده، برای همه بوده در اینها هم بوده یک همچنین مسئلهای. من نشسته بودم در حجره، یکی از همین افراد معمم [با] سن زیاد یک مرتبه آمد رنگش پریده بود! آقا میدانی چه شده است؟ گفتم نه! گفت فلان قضیه اتفاق افتاده است! گفتم خدا رحمت کند خدا رحمت کند! یک خورده ایستاد به ما نگاه کرد انگار ما نفهمیدیم درست خبر به گوش ما نخورده، گفت عرض کردم خدمتتان! گفتم بنده هم عرض کردم خدا رحمتشان کند، هم شما درست فرمودید بنده هم درست عرض کردم، حالا بنشین جانم یک چایی برای شما بیاورم یک خورده بنشین حالت جا بیاید یک خورده از مسائل و احساسات بیرون بیایی! هان؟ بنشین. یک خورده نشست و یک خورده صحبت و فلان، آرام شد آرام شد گفت حالا اجازه میفرمایید؟ گفتم بفرما برو، حالا یک حمد و سوره هم بخوان و بفرما برو. ببینید! اینها مال چیست؟ توهم، تخیل. هر کسی را انسان در جای خودش قرار بدهد.
بنده خدمت رفقا این مطلب را عرض کنم نمیخواهم بگویم بنده حالا خیلی فکرم درست و حسابی و علیه السلام! نه! آنچه را که ما شنیدیم داریم میگوییم. در دیدگاه بنده، مسئلهی مرحوم آقا مسئلهی دیگری بود و جایگاه آن جایگاه دیگری بود و خیلی مطلب فرق داشت، حالا دیگر لازم نیست من دیگر به بعضی از اسرار اشاره کنم، حالا انشاءاللَه که توقع داریم آنچه را که گفتند و اشاراتی شده، انشاءاللَه به منصهی ظهور برسد. مسائلی بود وقتی که در آن لحظه من احساس کردم که مرحوم آقا دار فانی را وداع کرده است در همان لحظه خب مسئله خیلی مسئلهی مشکلی بود فقط تنها چیزی که برای من در آنجا حاصل بود این بود که دیگر یک همچنین وجودی دیگر به دست نخواهد آمد، فقط همین. اما اینکه دیگر بخواهد همه چیز به هم بخورد، نمیدانم چه باشد؟ زمین و آسمان به هم بریزد کهکشانها در هم کوبیده بشوند و همه در اعماق آن سیاهچالهایی که نقل میکنند [و] میگویند هر کدامشان کهکشانها را به خودش میکشاند، بخواهد فرو برود و اینها، نه! یک همچنین مسائلی به ذهن ما نیامد. خدایی بوده عبد صالحی بوده چند صباحی عبودیت خدا کرده به تکالیفش پرداخته تربیت کرده آثار خیری از خودش باقی گذاشته و بعد پرونده او تمام شده و بعد بسم اللَه، همین. غیر از این هم چیز دیگری نیست فقط همین مقدار.

