احساس نیاز در سالک به هنگام عبادت ودعا
8خیلی تفاوت است بین این مطلب و بین آن کلامی که آن کلام از یک عارف الهی که قلبش متحد با قلب ولی عالم امکان شده و از آن حقیقتِ سیطره و ولایی آن حضرت، تعبیر به قوام عالم هستی به نفس او میکند، یعنی چه؟ یعنی کل عالم هستی به نَفس و نَفَس او بستگی دارد نَفس و نَفَس او. الان این دست من دارد حرکت میکند همه هم تماشا کنید این انگشتهای من را دارید میبیند خب قبل از این که من این را به شما بگویم کسی دست من را نمیدید دست من پایین بود چه چیزی باعث شد که شما این حرکت را ببینید؟ چه باعث شد؟ ارادهی من. همین که من خواستم دست خودم را به شما نشان بدهم اراده کردم این دست بالا آمد، یک. بعد اراده کردم انگشتان خودم را به حرکت دادن، دو. بعد اراده میکنم ساکن میکنم بعد سر جایش مینشانم. آیا خود دست این کار را انجام داد؟ نه! آیا بدون اراده این مسئله انجام گرفت؟ نه! پس به چی؟ به اراده. متوجه شدید حالا. آنچه در عالم وجود دارد حرکت میکند قوام دارد، یک یک آن دارد از ارادهی امام زمان میگذرد، دانه دانهی آن، من چندتا انگشت دارم؟ پنجتا، ببینید اول شروع میکنم از انگشت کوچک حرکت دادن، بعد به انگشت دوم سوم چهارم پنجم. بر این حرکت انگشت من چندتا اراده تعلق گرفت؟ پنجتا! یک اراده نبود. اگر یک اراده بود چرا به جای اولی این یکی حرکت نکرد؟ چرا به جای دومی انگشت سبابه حرکت نکرد؟ اگر یک اراده بود خب از این طرفی حرکت میکرد. پس پنج اراده در اینجا واقع شده حداقل، حالا خیلی از این بیشتر هم هست حالا حداقل را میگوییم. ارادهی اول تعلق گرفت به حرکت انگشت کوچک بعد انگشت وسط انگشت سوم سبابه و بعد شصت، پنج اراده تعلق گرفت. میدانید این پنج اراده را کی کرده؟ امام زمان کرده نه من! از آنجا است. این است قضیه. یک اراده در نفس من است ولی اصل آن اراده در اوست.

