اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ضرورت شناخت جایگاه وجودی انسان و فریب نخوردن نسبت به آن

14056
سال 1428
نسخه عربی

ضرورت شناخت جایگاه وجودی انسان و فریب نخوردن نسبت به آن

10
  • امشب ایشان چه کاری را باید انجام بدهد؟ باید آن زن را به یک مأمنی برساند یا نه؟ هزار سال رفتن به مسجد قائم به اندازه‌ی آن کاری که آن شب کردند ارزش ندارد، هیچ ارزش ندرد. هزار سال نه نهصد سال، مگر این‌که رفتن مسجد در همان راستای این عمل قرار بگیرد یعنی هر دو با هم یکی باشد، آن‌جا مجال داد آن، آن‌جا مجال داد این، آن‌جا مجال داد یک مسئله‌ی دیگر، یک قضیه‌ی دیگر. هیچ گاه نباید موقعیت انسان را فریب بدهد ـ این را رفقا بدانید این مسئله، مسله‌ی خیلی مهمی ‌است ـ برای سالک هیچ چیز خطرناک‌تر از این نیست که آن موقعیتی که دارد، چشم او را از دیدن حقایق دیگر مانع بشود، بپوشاند و مسائل مهم دیگر برای او ارزش نداشته باشد، به حساب نیاید.

  • خدمت رفقا عرض کردم این مسئله را، یادم هست، گفتم. اتفاقا چند مرتبه هم مرحوم آقا این قضیه را نقل کردند. ظاهرا در مجالس عنوان بصری بوده که عرض کردم. این مطالب، مطالب مهمی ‌است.

  • مرحوم سید بحرالعلوم از نجف می‌آمده [کوفه.] در تابستان، هوای کوفه نسبت به نجف خنک است چند درجه اختلاف دارد. شبها مرحوم سید بحرالعلوم نماز مغرب و عشا را در مسجد کوفه می‌خواند، همه هم می‌آمدند کوفه، خیلی‌ها پیاده می‌آمدند با وسایل [و] این‌ها می‌آمدند، یک ساعت هم بیشتر راه نیست، یک ساعت یک ساعت و نیم یواش یواش می‌آمدند، در مسجد کوفه می‌نشستند نماز می‌خواندند، سید بحرالعلوم [هم] امام جماعت، کسی که یقین داشتند از معدود افرادی است که خدمت حضرت شرفیاب می‌شود، مشرف می‌شود. در تشرف سید بحرالعلوم خدمت حضرت، در زمان خودش کسی شک نداشت شک نداشت کسی. مرحوم میرزای قمی‌ صاحب قوانین الاصول که بسیار کتاب مهمی ‌است و خیلی مرحوم آقا توصیه می‌کردند بر مطالعه‌ی طلاب، کتاب‌های میرزای قمی ‌را، مخصوصا کتاب جامع الشتات ایشان را و من هم خیلی مطالعه می‌کردم. در قدرت و قوت استنباط، این کتاب جامع الشتات نقش خیلی مؤثری دارد، در تفریع فروع و ارتقاء قدرت استنباط مجتهد، خیلی کتاب کتاب مهمی ‌است. ایشان با آن موقعیت علمی ‌و شهرت علمی ‌می‌آمد و با تحتک الحنک عمامه‌ی خودش، نعلین سید بحرالعلوم را پاک می‌کرد، یک همچنین..... و در همان هنگام که پاک می‌کرد رو می‌کرد به او، ـ بارها این مسئله را دیدند از او ـ و می‌گفت پدر و مادرم فدای تو باد که گرچه یقین می‌دانم تو خدمت حضرت تشرف پیدا می‌کنی ولی چون ما موظف بر انکار هستیم این مسئله را من انکار می‌کنم. این عبارت میرزای قمی ‌بود. یعنی دیگر بقال هم می‌دانست که این فردی است که خدمت حضرت تشرف پیدا می‌کند هر وقتی که بخواهد یا هر وقتی که از آن طرف باشد، تفاوت پیدا نمی‌کند چون این افراد در یک وضعیتی هستند که خواست آن‌ها از آن طرف می‌آید. ولی شکی در این مسئله نبوده.