ضرورت شناخت جایگاه وجودی انسان و فریب نخوردن نسبت به آن
9والده به ایشان گفت شب زود برگشتی چرا؟ گفتند که بابا ما گرفتار این بودیم تا خلاصه رفتیم و فلان و اینها و این قضیه. من همان موقع در همان زمان با همان طفولیت خودم، هیچ گاه فراموش نمیکنم آن حالی که ایشان پیدا کرده بود آن انبساطی که پیدا کرده بود و آن وضعیتی که پیدا کرده بود به واسطهی این عمل خیر و این کاری که برایش در این موقع پیش آمده و برای این موقع پیدا شده بود. و مسجد و فلان و این مسائل و مجلس، مجلسی که خب واعظ دارند خب وعاظی هم که ایشان دعوت میکردند وعاظ خیلی معروفی بودند و هر کدام برای خودشان کسی بودند. اینها را کنار گذاشتند. اما سلوک به انسان چه میگوید؟ آقا مسجد الان منتظر هستند جشن است فلان است یا مثلا شب.....، نمیدانم شب مصیبت بود یا جشن بود؟ این را میدانم که مجلسی بود. افراد میآیند توقع دارند امام جماعت باید بیاید در مسجد فلان کند، ولی نه! الان این زن بدبخت است بیچاره است کسی را ندارد مأمن ندارد شما هم کسی را نداری مورد اعتماد که به او بسپاری و بگویی این را.....، چون کسی نبود، از رفقایشان کسی در آنجا نبود، آن محلی که ما زندگی میکردیم کسی آنجا نبود، ولی حداقل میتوانستند یک تاکسی بگیرند یک پولی به تاکسی بدهند که این را ببر میدان شوش و همان میدان شوش هم چیزش کن، مثلا فرض کنید که پیاده کن بالاخره خودش هم یک جور، نه! بلند میشوند میآیند همراه او میروند از این بپرس از آن بپرس بعد بروند یک کمکی کنند یک مساعدتی کنند نمیدانم توصیه کنند به آن، و آن مسجد بگذرد.
کدامش حالا پیش خدا مقرب است؟ نماز جماعت با آن همه ثوابش، آن هم مؤمنین! مؤمنین! حالا بعضی وقتها مؤمنین با عین میشوند! مؤمنین آمدند، از این طرف نمیدانم جمع شدند، میخواهند آقا را ببینید، آقا را میخواهند ببینند! این چه شبی است؟ شب عیدی بر ما بگذرد امام جماعت نداریم! اصلا این شب عید نیست! اصلا این بر ما عید نیست ـ اینهایی که میگویم خدمتتان، واقعیت دارد یعنی اگر الان شما بروید در جامعه، به این محیط عبادی جامعه نگاه کنید، عینا این مطالب را میبینید ـ مسجدی که یک شب امام جماعت نداشته باشد مسجد نیست، اصلا آن شب از بین رفته، نه عید است نه جشن است نه فلان است، جشن هم تبدیل به مصیبت است وقتی....، بعد هم منبری میآید بالاخره اداره! ادارهی اینها، چایی بیاورید، آقا صحبت کنند، آقا بروند، آقا بیایند، آقا چکار کنند، اینها هم امور دینی است اینها هم جزو تبلیغات دینی است تبلیغ است ولی در یک همچنین موقع.....، چطور اینکه مرحوم آقا این کارها را هم میکردند در جای خودش این کارها را هم میکردند، خیلی هم سفتتر میکردند ولی در آن جایی که مسئله, مسئلهی رضای خدا است اینجا صحبت است.

