ضرورت شناخت جایگاه وجودی انسان و فریب نخوردن نسبت به آن
11خب اینها میآیند پشت سر یک همچنین شخصی، کدام جماعت دیگر بالاتر از این؟ پشت سر امام جماعتی که اقلا دستمان به امام زمان نمیرسد به کسی که امام زمان را دارد میبیند، صدای نفسهای امام زمان را این میشناخت و از صدای تنفس امام زمان میفهمید که [حضرت] در مجلس حضور دارد یا ندارد؟ تا این حد ایشان اطلاع داشت نسبت به حضرت، صدای قرائت قرآن را میشناخت و حکایاتی در این مسئله هست. خب واقعش شما اگر بودید چه میکردید؟ اگر در یک همچنین....! شما یک همچنین جماعتی را از دست میدادید؟ یک چیز واضحی است دیگر. مسجد کوفه و محراب امیرالمومنین و جایگاه امیرالمومنین و آمدن اولیا و پیغمبران در مسجد کوفه ـ قدر مسجد کوفه را خیلی رفقا بدانند، خیلی بدانند ـ و بعد اقامهی جماعت پشت [سر] یک همچنین فردی، اقامهی جماعت. دیگر چه فضیلتی بالاتر از این؟ این از یک طرف، از یک طرف دیگر وقتی انسان بداند [و] نگاه کند به این جمعیت، این جمعیت که همه افراد عادی خیابان نبودند، صدها مجتهد مُسلَّم در میان این جمعیت ایستاده بوده برای نماز، صدها مجتهد نقل میکنند که از مجتهدین مسلم در آن موقع از نجف میآمدند، پیاده میآمدند برای شرکت در نماز سید بحرالعلوم و خود ایشان هم میآمد در آنجا کسبه میآمدند تجار میآمدند اصلا صحن مسجد کوفه به آن عظمتش مالامال بود حتی نقل میکنند که جمعیت به خارج از مسجد هم سرایت پیدا میکرد و کشیده میشد. خب حالا اگر ما باشیم، اگر ما باشیم آن نگاهی که میکنیم نسبت به این قضیه، چیست؟ چه موقعیتی برای خود احساس میکنیم نسبت به این قضیه؟ آقا همه منتظرند همه آمدند، آقا از نجف حرکت کردند آمدند آنجا، چطوری جواب مردم را بدهیم؟ آخر با چه اخلاقی؟ با چه رفتاری؟ این ابهت، این جمعیت، این، همینطوری و فلان و خودمان هم یک چیزمان میشود برای چی؟ برای امام جماعت شدن، اضافهی بر امام جماعت شدن یک پیاز داغی هم میآید برای این قضیه، آن پیاز داغ پدر آدم را درمیآورد که اضافهی بر این، این جمعیت را ببین این علما را ببین این صحن مملو را ببین، اینکه آمدند....، ای کاش از خانههایشان میآمدند، از نجف بلند میشدند میآمدند! این قضیه را داشته باشید.

